به گزارش سرویس دانشگاهی دزفول امروز: ;”کارگروه زبان و ادبیات فارسی”طی نوشته ای که در اختیار این پایگاه خبری قرار داد به بررسی علمی اصول حاکم بر خط فارسی پرداخت.  متن این یادداشت به شرح ذیل است:

در شیوه ­ی خطِّ فارسی باید اصولی مورد توجّه قرار گیرد. در این جا اصول مورد نظر فرهنگستان زبان و ادب فارسی را با افزودن توضیحاتی نقل می ­کنیم.

۱-  حفظ چهره ­ی خطِّ فارسی

 از آن جا که خط در تأمین و حفظ پیوستگی فرهنگی نقش اساسی دارد، نباید شیوه ­ای برگزید که چهره ­ی خطِّ فارسی تغییر کند که مشابهت خود را با آن چه در ذخایر فرهنگی زبان فارسی به جا مانده ­است به کلّی از دست دهد و در نتیجه متون کهن برای نسل کنونی نامأنوس گردد و نسل­ های بعد در استفاده از متون خطّی و چاپی قدیم دچار مشکل جدّی شوند و به آموزش جداگانه محتاج باشند.

با این حال باید توجّه داشت که به دلیل هنری بودن رسم الخط قدیم (اصطلاح رسم الخط در قدیم بیشتر به معنای قواعد خوشنویسی است)، و ماشینی و ساده بودن رسم الخط امروزی، اصلاح خط برای پیوستگی فرهنگی به معنای امکان استفاده از متون کهن زبان فارسی نیست، بلکه برای پاسخگویی به نیازهایی است که پیشرفت پرشتاب علوم و فنون، و گسترش ارتباطات، به ویژه در شکل نوشتاری آن، وظهور فناوری نوین در عرصه ­ی اطّلاع­رسانی پدید آورده­ اند؛ در این صورت ایجاد توانایی و ظرفیت لازم برای برقراری ارتباطات و انتقال انواع پیام­ ها در خطِّ فارسی، باید مورد توجّه جدّی واقع شود.

۲-حفظ استقلال خط

خطِّ فارسی نباید تابع خطوط دیگر باشد و لزوماً و همواره از خطِّ عربی تبعیت کند. البتّه در نقل آیات و عبارات قرآن کریم، رسم الخط قرآنی رعایت خواهدشد؛ بدین ترتیب، لغات مأخوذ از عربی عموماً مطابق قواعد املای فارسی نوشته می ­شود؛

مثلاً لغات اسماعیل، هارون، زکات و رحمان که مأخود از عربی است به همین صورت نوشته­ می­ شوند نه به صورت اسمعیل، هرون، زکوه و رحمن.

۳-تطابق مکتوب و ملفوظ

کوشش می ­شود که مکتوب تا آن جا که خصوصیات خطِّ فارسی راه دهد، با ملفوظ مطابقت داشته باشد.

آن­چه منظور فرهنگستان بوده است تناظر بین حرف­ های الفبا و واج ­های زبان است که به صورت کلّی ­تر می ­توان آن را به صورت تناظر میان علامت­ های نوشتاری و آواهای زبان گفتاری مطرح کرد.

۴- فراگیر بودن قاعده

کوشش می­ شود که قواعد املا به گونه­ای تدوین شوند که استثنا در آن راه نیابد، مگر آن که استثنا خود قانونمند باشد و یا استثناها فهرست محدود تشکیل دهد.

۵-سهولت نوشتن و خواندن

قاعده باید به گونه ­ای تنظیم شود که پیروی از آن کار نوشتن وخواندن را آسان­تر کند؛ یعنی تا آن جا که ممکن است، رعایت قواعد وابسته به معنا و قرینه نباشد.

البتّه سهولت خواندن با نوشتن قابل جمع نیست. تمایل به ساده نویسی طبیعت خط است، چنان که تمایل به ساده کردن گفتار نیز طبیعت زبان است و این را زبان شناسان اصل کم کوشی یا اقتصاد زبان نامیده ­اند. امّا هرجا که ساده نویسی موجب بروز ابهام می­ شود، نویسنده موظف است با کمی کوشش و دقّت بیشتر در نوشتن، از بروز ابهام در هنگام خواندن جلوگیری کند.

۶- سهولت آموزش قواعد

 قواعد باید به صورتی تنظیم شود که آموختن و به کار بردن آن­ها تا حدامکان برای عامه ­ی باسوادان آسان باشد. فاصله گذاری میان کلمات، خواه بسیط و خواه مرکّب (شامل کلمه­ هایی مانند کتابخانه، داروخانه، گلاب، دانشجو، دانش­پرور، ارجمند، کتابچه، دفترچه و…)، امری ضروری است که اگر رعایت نشود، طبعاً سبب بد خوانی و ابهام معنایی می­ شود. در نوشته ­های فارسی دو نوع فاصله وجود دارد: یکی فاصله ­ی «برون کلمه»؛ یعنی فاصله گذاری میان کلمه ­های یک جمله یا عبارت؛ مانند «یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود.» (این فاصله در ماشین تحریر و رایانه «فاصله یک حرفی» خوانده می­ شود) و دیگری فاصله ­ی «درون کلمه» که معمولاً میان اجزای ترکیب و اغلب در حروف منفصل می ­گذارند: آزادمرد، خردورزی، پردرآمد (این فاصله در تداول نیم فاصله خوانده می­شود).

رعایت قواعد فاصله گذاری، به دلیل کاستن از ابهام متن، نیاز به استفاده از نشانه ­های ثانوی یا زبر خطی (حرکت گذاری یا اعراب گذاری) را در بسیاری از موارد برطرف می­­­ کند. رعایت این قواعد علاوه براین که به حُکم منطقِ زبانِ نوشتاری ضروری است، به دلیل حضور زبان فارسی در دنیای رسانه­ های الکترونیکی وفضای فناوری اطّلاعات (IT )، اهمّیّت بیشتری هم پیدا کرده ­است.