به گزارش دزفول به نقل از پایگاه خبری انصار حزب الله:بعضی آدمها به کمین و به کمین رفتن زیاد علاقه دارند، بدنبال بهانه می گردند تا قدری آفتابی بشوند و عقده هایی که در دل دارند وا نمایند.

برخی از جماعت اصلاح طلب نیز به این خصلت گرفتار هستند و در دیار ما نیز از آنها وجود دارد.

سخنان تکراری و لجاجت علی مطهری که به واسطه نام پدر برخی ها را گرد خود جمع کرده است ،بهانه را بدست جماعت اصلاح طلب از نوع تندرویش داد که به دفاع از او سینه سپر کنند و ندای وااخلاقا سر دهند. جماعتی که اگر آب در اختیار داشته باشند شناگران ماهری هستند.

جماعتی که بنا به مصلحت هر روز پشت یک نفر مخفی می شوند و امروز صلاح بر این است تا پشت شخصی مانند علی مطهری بماند تا به این واسطه خر مراد خود را برانند ؛ جماعتی که به دروغ مطهری را شجاع می دانند اما نظرات فرهنگی وی را که با سیاست آنها نمی خواند و نقد دولت فعلی را در حوزه فرهنگ یا نشنیده می گیرند و یا به دست سانسور می سپارندو یا تندروی و متحجران می نامند.

یکی از قلم بدستان اصلاح طلب در دزفول به واسطه اتفاقاتی که در مجلس در هفته گذشته صورت گرفت متنی را در سایت خبری دزان ان منتشر کرد تحت عنوان” نماینده نماها!!!!”(۱) که هنوز هم در قسمت یادداشت های این سایت خبری قابل مشاهده است ،البته قبل از ایشان نیز یکی دیگر از این جماعت به بهانه دفاع از آبروی دزفول و … متنی نگاشت که از سوی انصار پاسخی جهت تنویر افکار عمومی منتشر شد(۲).

نویسنده مطلب “نماینده نماها” بار دیگر توهمات رهبران فکری خود را مطرح کرده است؛ در یک جا به نظام اتهام وارد کرده است و از سوی دیگر به مردم اهانت می کند و از سوی دیگر برای همان مردم دل می سوزاند. امان از این سیاست که انسان را به هزاران رنگ در می آورد .

ایشان در متن خود نوشت: ” که پرواضح است که وقتی بافت یک انتخابات درسیاق عدالت ورقابت آزاد شکل نگیرد وشایسته گان وفرهیخته گان مجال ورود به خانه ی ملت نیابند بی شک کسانی رشته مقدرات ومقدورات مردم را به کف خواهند گرفت که حضورشان چه بسا مایه شرمندگی تاریخ شود”.

البته علاوه بر اتهام به نظام ، توهین به نمایندگان مجلس و مردمی که به نمایندگان رأی داده اند نیز نموده است. عدم نبود “عدالت” و” انتخاب آزاد” اتهامی است که بارها از طرف مدعیان اصلاحات همراه با غربی ها به نظام اسلامی وارد شده است .اما اینها باید پاسخ دهند که در کدام کشور راه برای ورود همه افراد بدون نظارت در مکانهای مهمی چون مجلس و ریاست جمهوری باز است که اینها خواهانند تا در ایران اینگونه باشد؟!. اگر این سخنان لق لقهی زبانی نیست و بدان اعتقاد دارند پس چرا برای هر دوره انتخابات برای شرکت سر کله می شکنند؟! آیا عاقلانه است از یک سو بگویید انتخابات آزاد نیست و از سوی دیگر وارد گود انتخابات شوید؟!

وی در ادامه اینگونه نوشت که: « تهیدستان آزادی ستانی که از پایگاه نمایندگی مجلس به جای تکیه برخرد برمدار احساس می چرخند وبه نام شریعت زهردر کام حقیقت می ریزند ونقصان حجت را با تیغ قدرت جبران می کنند و مصلحت جناحی را بر منافع ملی رجحان می دهند نباید درشمار نمایندگان حقیقی قرار بگیرند.»

حضرت استاد، عهدی را که شما حاکم بودید به باد فراموشی سپردید؟!! شما واقعاً آزادی به مردم اهدا کردید؟! یا آزادی ستانید و آزاد کردند هتاکان به ارزشها و باورهای دینی مردم را؟! آن زمان که خرد در کار هم کیشان شما کالایی کم یاب بود و احساسات سراسر مجلس اصلاحات را فرا گرفته بود، آن زمان اینگونه سخنوری نمی کردید؟! آیا حقیقتی که از آن یاد می کنید غیر از آن بود که همین مردم در انتخابات سنه۸۴ به نامزد مورد علاقه شما که معین بود رأی نداده و دور دوم نیز پدر معنوی امروزتان نیز طمع نه گفتن مردم را چشید؟ می دانید در این مرقومه ای که سیاه نمودید چقدر به همین مردم که در تفکر شما کالای خوبی برای ایام انتخابات هستند نموده اید؟! در انتخابات مردم خود مقدورات را به نامزد مورد علاقه خود می دهند و کسی به آنان تحمیل نمی کند و یقین اگر باب میل آنان نباشد نهایتاً مشارکت کم می شود – که به کوری چشم دشمن و مخالفان و تحریم کنندگان انتخابات تا کنون اینگونه نشده است- و در هر حالی انتخاب مردم محترم است ،اگر به حقیقت حامی مردم هستید و اگر دروغی در کارتان است که به ماند به یوم الحساب.

در نوشته شما مصلحت ملی را بر مصلحت جناحی ترجیح دادید! احسنت کاملاً موافقیم . ولی واقعاً شما و دوستان سیاسی شما بدان اعتقاد عملی دارید؟! به گونه ایی نگاشته اید که انگار مردمان ما تاکنون صدرات شماها را ندیده اند ! شما اینقدر سیاسی عمل کردید که صدای رئیس دولت اصلاحات را نیز درآوردید . شما اینقدر خاکی رفتید که تئوریسین اصلاحات یعنی سعیدخان حجاریان نیز برای شما تابوت درست کرد و سر تابوت را نیز میخ زد. منافع ملی همان بود که در مجلس ششم نماینده اصلاح طلب پشت تریبون رفت و گفت آنچه نبایست می گفت که صدای کروبی که رئیس مجلس بود نیز در آمد که خطاب به او گفت : شما همان حرفی را از تریبون مجلس می زنید که اسرائیل می گوید. (هرچند بعدها خود کروبی نیز سادگی کردن و فریب این افراد را خورد و فتنه به پا کرد که اسرائیلی ها حمایتش کردند و او سکوت کرد و هنوز در سکوت است)آن مصلحت بود. همین نماینده معرفی شده از سوی شما که از دزفول راهی مجلس شد چقدر صدای مردم دزفول را به گوش مسئولان می زد ؟! نمایندگان حقیقی حتماً امثال: رجبعلی مزروعی می باشد که روزگاری شما او را به سالن ایثار آوردید و امروز سر در آخور بیگانه دارد، یا شاید هم امثال خانم حقیقت جو و مهاجرانی و امثالهم هستند که در دامن انگلیس دارند روزگار می گذارنند. شاید هم امثال شیرزاد هستند که می گویند همه داشته های علمی خود را دو دستی تقدیم آمریکا دهیم و بر این اعتقادند که ما را چه به علم و چه به انرژی هسته ای !

آقای الف ، (چون در متن منتشر در سایت نامه نویسنده الف عنوان شده است) نوشته اید که”از پایگاه نمایندگی مجلس به جای تکیه برخرد برمدار احساس می چرخند”

در کجای دنیا چنین است که افرادی که خود در نظام حکومتی یک کشور هستند و دولت و مجلس را در اختیار دارند نقش اپوزیسیون همان نظام را بازی کنند؟!! مردم فراموش نکردند وقایع ۱۸ تیر ۷۸ و سالهای بعد از آن را چگونه از سوی کانون قدرت هدایت می شدند و سالها ممکلت را با بحران مواجه کردند به گونه ای که در آن سالها ۱۸ تیر هرسال به دلیل تحریک نمایندگان مجلس آن دوران و دولت حاکم حتی در دزفول نیز حال آماده باش اعلام می شد، اگر آن حرکات مردمی بود – که نبود- پس چرا یکدفعه خاموش شد؟!

دلسوز مردم! از صدای حقیقی مردم، نوشته اید، چند درصد مردم پی گیر رفع حصر کروبی و موسوی هستند؟در همین دزفول خودمان، گذرتان حتماً به بازار و خیابان و تاکسی افتاده است ، چقدر از حرف مردم آزادی این اشخاص است؟ اصولاً شما آدم اجتماعی هستید که از این مسائل مطلع باشید؟!

مردم و تاریخ فراموش نمی کند که همفکرهای شما که نمایندگی مردم را نیز یدک می کشیدند در دولت اصلاحات مردم را لشکر قابلمه بدست عنوان کردند.

بله مردم تشنه حقیقت اند اما نه آن حقیقتی که شما سیاسیون معنایش می کنید ، که ترجمه شما با حرف مردم زمین تا آسمان تفاوت است.

از احمدی نژاد نوشتید و دولت او . این را بدان که احمدی نژاد نیز این اواخر همان راهی را پیش گرفت که شماها (دولتهای قبلی)پیش گرفتند و این او را از چشم مردم انداخت ، هرچند خدمات دولتهای نهم و دهم به مردم بی شمار است ، اما افسوس که حقیقت باز هم توسط سیاسیون تعریف می شود!

احمدی نژاد انتخاب همین مردم بود همانطور که هاشمی و خاتمی و امروز نیز روحانی انتخاب همین مردم است .

جوان امروز شاید دولت هاشمی را بیاد نیاورد و یا دولت خاتمی را در سنین نوجوانانی پشت سر گذاشته باشد ، اما شما لااقل در دولت خاتمی مدیری در این شهر بودید ، می شود از شما پرسید که چرا مردم در انتخابات ۷۶ به خاتمی رأی دادند و ناطق رأی نیاورد؟! چرا در انتخابات ۸۴ معین که تحت عنوان و حمایت اصلاح طلبان به میدان آمد رأی نیاورد؟ و یا هاشمی در دور دوم صحنه را به احمدی نژاد واگذار کرد؟

مردم احمدی نژاد را سال ۸۴ و ۸۸ با انتخابات و با رأی خود انتخاب کردند چرا که سخن خود را در عمل او می دیدند؛ ولی این مردم به کسی چک سفید امضاء نداده اند ، چه احمدی نژاد باشد و چه روحانی و یا دیگران .

امروز حمله به احمدی نژاد فرار به جلو برای فراموشی برخی از خیانتها و کم کاریها و برخی شعارها و سخنان نا به حقی که بر علیه آن دولت انجام دادند و امروز خودشان نیز همان طریق را دنبال می کنند.

مردم مختارند . مردم حقیقت را درک می کنند . چرا به انتخاب مردم توهین می کنید و چرا یک روز انتخاب مردم را درست و روز دیگر که باب میل شما نبود می گویید بر مردم تحمیل شد؟! توهین بصورت شیک و به عبارت بهتر کادو گرفته به مردم می کنید خود متوجه نیستید؟!

در متن خود ابراز نارحتی کرده اید که نمایندگان چهره ای عبوس از دیانت رحمانی به نمایش گذاشتند.

آیا وقایع سال۸۸ چهره عبوس و خشن و وحشی گری از دیانت و ایرانیت به جهانیان مخابره نشد؟ حمله با میله گرد به جوان بسیجی و شهادت وی (شهید سیدعلیرضا ستاری ) در ۲۵ بهمن۸۹ به دعوت کروبی و موسوی که دفاع علی مطهری از آنان را در مجلس شجاعت می دانید ، دیانت بود؟! کدام متن را در نکوهش آن افراد و اوباش گری آنان شخص جنابعالی نوشتید؟ آیا فرزندان خردسال شهید ستاری حقی ندارند؟! آیا شعارهای هتاکانه به رهبری و امام در روز عاشورا عین اخلاق بود؟ خود حضرتعالی در دوران صدراتتان بر آموزش و پرورش دزفول چقدر این دیانت رحمانی را عملی کردید؟ آیا هلهله در روز عاشورا و آتش زدن بانکها چهره رحمانی بود؟!

جل الخالق! با ترکیبی از ادبیاتی زیبا تلاش کردید که چهره حقیقت را با غباری از کلمات بپوشانید آن جا که در خصوص برخورد برخی نمایندگان با علی مطهری نوشتید:” جماعتی که در مجلس با نعره ونفیر وبر خلاف تذکر اکید رهبری جفا برنماینده ای شجاع کردند”

تذکرات رهبری برای شما ملاک است؟ یا برای آن نماینده شجاع؟! برای کدامتان؟! اگر آنان تذکر اکید رهبری را زیر پا گذاشته اند ، نماینده شجاع !! مجلس نیز با لجاجت در پی زیر پا نهادن نظر معظم له بر علیه سران فتنه است. شاید هم اعطای نام “شجاع” برای ایشان به همین دلیل است که نظر رهبری پشت گوش نهاده است!!

رسم تان این است که همیشه از بالا نگاه بر همه چیز و همه کس بنمایید؟! خود قانون مدار و بقیه را بی قانون ، اعمال خود را مثبت و باعث سربلندی و اعمال دیگران را موجب شرمساری و خجالت تاریخ !!شما مفسر قانون هستید که نمایندگان مجلس را قانون گریز می نامید. حصر سران فتنه طبق قانون این مملکت که شما دایه دلسوز از مادر شده اید برایش ، می گوید : حصر قانونی است! ۱- عالی ترین شخصیت این نظام بر رأفت نظام با این اشخاص در جواب همین نماینده شجاعتان سخن می گوید و حصر را جلوه رأفت نظام می دانند ۲- قاضی القضات این ملک حصر را قانونی می داند ۳- اصل ۱۷۶ قانون اساسی این حکومت تصمیم شورای عالی امنیت ملی را که همه سران کشور در آن عضو هستند را عین قانون می داند.

۴- حال شما چه می گویید ؟! شما را باید”دلسوزنما” دانست اگر آنان “نماینده نما” هستند.

ای فقیه! اول نصیحتْ‌گوی نفس خویش باش

انصارحزب الله شهرستان دزفول

دیماه ۱۳۹۳

پانوشت: *۱- http://www.deznn.com/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%87%d8%a7.html/

* ۲- http://pelaknews.blogfa.com/post-3672.aspx