نظر به زحمات بی دریغ جناب علی مطهری در توضیح و تبیین و توجیه و تمدید فتنه ۸۸، آدم هی آرزو می کند که ای کاش ایشان از اول مدیریت فتنه را به عهده داشتند تا سه سوته قضایا حل می شد و دماغ بعضی ها می سوخت. ای کاش …

 

گرچه در عالم واقع کاری از دست کسی بر نمی آید و ایشان علیرغم کرامات عدیده امکان سفر در طول زمان را ندارند؛ اما دست ما در عالم طنزپردازی که چلاق نشده … فلذا همین الساعه ایشان را از موقعیت «بایست کنار گود و بگو لنگش کن» خارج نموده و مدیریت فتنه ۸۸ را به کف با کفایت ایشان می سپاریم.

بازسازی موقعیت:

مکان: نشست صمیمانه علی مطهری و میرحسین موسوی

زمان: قبل از اینکه کار –گلاب به روتون- به حصر و از این جور چیزا بکشه

دستور کار جلسه: حل و فصل همه چی

علی مطهری: خوب … خیلی خوش اومدین به این جلسه … ما با اجازه تون اینجا جمع شدیم که فتنه رو جمع و جور کنیم و …

موسوی: ترمز … ترمز … فتنه کجا بود مرد حسابی؟ دهنتو آب بکش! این جنبش سبز ملت ایرانه!

علی مطهری: حالا همون … اومدیم اینجا که کمک کنیم جنبش سبز رو جمعش کنن و …

موسوی: دوباره ترمز! … غلط می کنن جمعش کنن! کلی زور زدیم، ده سال جون کندیم تا راه افتاده، چی چی رو کمک کنیم جمع کنن؟ انتخابات باید ابطال بشه …

مطهری: آقا من شما رو درک می کنم. شما رو افراطی ها هل  دادن به سمت دشمن، وگرنه عمرا شما دنبال ابطال انتخابات باشی، شما دنبال یه راهکار برای خروج از بحران می گردی …

موسوی: میان کلامت چیز … تا انتخابات ابطال نشه من هیچ راهکاری رو قبول ندارم.

مطهری: بله … ببینید من می دونم افراطی ها شما رو عصبانی کردن، احمدی نژاد هم مقصره و باید …

موسوی: ابطال بشه!

مطهری: بله! … نه! … آقا بزار عرضم رو تکمیل کنم … اگه دوباره رای گیری کردیم شما انتخاب نشدی قبول می کنی دیگه؟

موسوی: آقا رو! اگه می خواستم قبول کنم خب همین الان قبول می کردم!

مطهری: آخه یه چیزی بگو که بگنجه!

موسوی: می گنجه! شما بپوش خودش گشاد میشه!

مطهری: اینجوری که نمیشه! بابا ناسلامتی من اومدم قضایا رو مدیریت کنم!

موسوی: من خودم ختم مدیرای مملکتم، یه مدیریتی نشون تون بدم که سر و ته همه تون مدیریت بشه!

مطهری: حالا عصبانی نشید قربان! میگم -روم به دیوار- یه راهکار بدون ابطال هم پیدا کردم … اگه جسارت نیست یه توک پا با احمدی نژاد تشریف ببرین دادگاه، دوتاتون رو محاکمه کنن، قول میدم فتنه … ببخشید! … جنبش سبز به اهدافش برسه.

موسوی: اون آقا عکس خانم منو اینجوری اینجوری کرد حالا من برم دادگاه؟ والا خجالتم خوب چیزیه! ضمن اهداف جنبش سبز فراتر از تفکرات حقیر شماس!

مطهری: ای خدا! … چرا این به هیچ صراطی مستقیم نمیشه آخه!

موسوی: حرفا میزنی! ناسلامتی من نخست وزیر امامم … چرا من به صراط مستقیم بشم؟ صراط باید به من مستقیم بشه!

مطهری: قربون شکلت! … تا نرفتی تو حصر بیا خودت برو دادگاه! بعدا من هرچی زور بزنم همین محاکمه ناقابل هم جور نمیشه ها!

موسوی: این حرفا به شما نیومده … من یه فرد انقلابی هستم در اعتراض به کشتار و تقلب و شعبده بازی … راستی یادم رفت بگم .. تسلیم این صحنه آرایی خطرناک هم نمیشم!

مطهری: حالت خوبه عمو؟ فکر خودت نیستی فکر من باش! از اینجا برگردم به زمان آینده این نماینده های عضو پایداری می خندن بهم! بیا از دشمن اعلام برائت کن تا ببینیم چه خاکی باید توی سرمون بریزیم!

موسوی: هیشکی حق نداره به چیز من گیر بده … به مواضع من … شمام پاشو برو به زمان خودت! هر وقت ابطال کردین خبرم کنین!

***

گفتنی است علی مطهری بعد از بازگشت و در حالی که ضایع شده بود در جمع خبرنگارها گفت: حصر خیلی چیز خوبیه! حقشه!