مهران موزون در وبلاگ دیسون نوشت:

فضای مجازی و ابزار آن، هم فرصت است و هم تهدید، که آنالیز فرصتها و تهدیدات آن ساعتها مجال میطلبد.

این متن،
هشداری برادرانه است به همسنگران عزیزی که مخلصانه در فضای مجازی اقدام به بارگذاری و بازنشر محتوا میکنند و نیتی جز خدمت به ارزشها ، مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی ندارند. اگر آنچه را که در دوخط بالا آوردم «تعهد» بنامیم واضح است که «تخصص» الزام دیگر فعالیت ارزشی و تکلیف مدارانه در فضای مجازی است. اما، آیا تعهد و تخصص برای جنگ نرم و مشخصاً فعالیت در فضای مجازی کافیست؟ متاسفانه پاسخ منفی است. اگر یک کنشگر فضای مجازی، متعهد به ارزشهای والای انقلاب اسلامی باشد و در زمینه فعالیت خویش متخصص هم باشد ، حداکثر واجد یک «دانش» نسبی همراه با انقیاد قلبی به ماموریت های ارزشی خویش است. لکن یک الزام سوم هم وجود دارد که نگارنده آن را «بینش سایبری» مینامد. طی ماههای اخیر، دزفول عطرآگین بوی شهید و شهادت پس از ۲۷ سال از گذشت دفاع مقدس بود. خیل مردم شهیدپرور دزفول در تب و تاب شهادت لاهوتیانی همچون شهید هیودی و شهید ابوالقاسمی آنچنان سوختند که گویی همه دزفول عضو مستقیم خانواده های خونی و نسبی این عزیزان بودند. شک نیست که جوش و خروش اعزامهایی که هم اکنون شنیده میشود ثمره ی خون این بزرگواران است و مگر خاصیت فرهنگ شهادت غیر از این است که از خون هر شهید هزاران شهید می روید؟
اما بعد..
۱- چندی پیش در جلسه ای خاص که با برخی از خبرنگاران ارزشی و حزب اللهی داشتیم به یکی از دوست داشتنی ترین خبرنگاران عرصه رسانه (که در تعهد و تخصص ایشان هیچ شکی نیست) نکته ای را یادآور شدم که لازمست به عنوان یک نمونه میدانی دراینجا بیان شود. این خبرنگار محترم در زمان شهادت سردار همدانی در سوریه حضور داشت و به عنوان اولین دهنده ی خبر شهادت این سردار، موجب شد که روابط عمومی سپاه پاسداران کل کشور در اعلام خبر شهادت سردار همدانی دچار اعوجاج شود. جالب این بود که این خبرنگار محترم در آن جلسه مدعی بود که کارش در اعلام خودسرانه ی خبر شهادت سردار همدانی صحیح بوده و حق نبوده تا به وی تذکر دهند. من اما، به ایشان گفتم : جان برادر، ابتدا به ساکن، شما یک مسلمانید و یک مسلمان در چیزی که در آن تملکی ندارد حق تصرف ندارد. خبر شهادت یک سردارکلیدی از سپاه اسلام چیزی نیست که خبرنگاران محترم بر اساس اصول «تصاحب خبر» و یا «آزادی بیان» در آن حق دخل و تصرف داشته باشند. چه بسا اینکه حساس بودن جایگاه سردار همدانی ممکن است به زمان مناسب اعلام خبر شهادت ایشان مربوط شود و چه بسا مبادی ذیربط امنیتی سپاه پاسداران لازم بدانند یکروز و یا حتی چند روز دیرتر خبر را اعلام کنند. آیا شما آنقدر سواد امنیتی دارید که برای زمان اعلام خبر شهادت سردار همدانی ها رأساً تصمیم بگیرید؟ آیا مطمئن هستید که زمان بندی اعلام این خبر ربطی به امنیت جانی عده ای از رزمندگان ما در سوریه ندارد؟ آن خبرنگار محترم که همچنان چهره حق به جانب داشت در برابر عرایض حقیر سکوت کرد. من اما این را «عدم بینش رسانه ای» مینامم.

۲- همگان شاهد بودیم که در ایام انتشار عمومی اخبار شهادت مدافعان دزفولی حرم، جنب و جوشی در میان دلسوزان و دغدغه مندان ایشان در شبکه های اجتماعی موبایل به راه افتاد. گاهی چند روز مستمر، اخبار متناقض از زنده بودن یا نبودن شهید ابوالقاسمی دست به دست میشد. به وضوح مشخص بود که همرزمان این شهدا به مدد ابزار اطلاع رسانی موبایل و.. شخصاً اجتهاد کرده و اخبار را از سوریه به فضای مجازی دزفول پرتاب میکردند و هیچکس هم مسئولیت عواقب و تهدیدات این موضوع را برعهده نمیگرفت. در اینجا به برخی آسیب های این امر اشاراتی خواهیم کرد :
الف- آیا دوستان و همسنگران فعال در فضای مجازی که داعیه حزب اللهی بودن و انقیاد به ارزشهای دینی و انقلابی دارند برای اقدام غیرمسئولانه ی انتشار اینگونه اخبار «حجت شرعی » دارند؟ (حجت قانونی پیشکش)
ب – آیا رفقای متعهد و حتی متخصص مان(که در اینگونه محتواها نقش و مشارکت داشته اند) متوجه هستند که عقبه ی اطلاعاتی تکفیری های جنایتکار، رژیم صهیونیستی است؟ دوستان نمیدانند یا فراموش کرده اند که یک نسخه از سِرورهای نرم افزارهایی همچون واتساپ در اورشلیم مستقرست؟ واقعا همسنگران محترم نمیدانند که پخش اطلاعات، تصاویر و هویت رزمندگان مدافع حرم یک عَمَلگی رایگان (با عرض پوزش) برای اسراییل و تکفیری ها محسوب میشود؟ آنهم ما دزفولی ها که قرص ترین دهانهای زمان جنگ ایران و عراق را داشتیم.
ج – خودمان را جای خانواده های این عزیزان بگذاریم :
خبر میرسد : آمجتبی شهید شده.
خبر بعدی : نه تایید نشده..فعلا زخمی شده
خبر بعدی : حقیقت دارد..شهید شده.
واقعا این شکنجه روحی برای خانواده ی این عزیزان نیست؟
زهی تاسف،
ما به همان سادگیِ کلیک کردن و بازنشر تصاویر و اخبار رسیده از صحنه نبرد، در حال آزار ، اذیت و شکنجه خانواده هایی هستیم که سید مجتبی ها و امیرعلی ها ، آنان را به ما سپرده اند.
و آیا ما دزفولی های مستقر در کنجِ امنِ خانه، چنین رسم و مرامی داریم؟
ما اهل آزار و اذیت روحی خانواده شهدا و رزمندگانی هستیم که برای امنیت خانواده ی ما اعزام شده اند؟ حاشا و کلا.
پرمسلم است این اتفاقات ناشیانه و از روی «عدم بینش سایبری» است.
حقیقت این است که همه ما بشدت نیازمند مسئولیت پذیری بدون دستور هستیم.
بیایید اجازه دهیم یک منبع واحد خبری، که مسئولیت امر را برعهده دارد به هرشکل و هر زمانی که تشخیص داد اخبار مربوط به مدافعین حرم دزفولی را به سمع و نظر مردم قهرمان دزفول برساند.
۳- از شهدای مدافع حرم دزفولی که بگذریم اینروزها مجدداً اخباری درخصوص مدافعین حرم دزفولی شنیده میشود . کیست که نداند شکل امنیتی و خبری جنگ با تکفیری ها و دفاع از حرم اهل بیت علیهم السلام در سوریه و عراق تفاوتهای ماهوی بسیار با دفاع مقدس ۸ ساله دارد. ایران هنوز در موضع اعلام رسمی این مسئله نیست و «تلویح خبری» در دستور کار نظام است. از سویی صحنه نبرد سوریه پر از ایهام و نفاق میدانی است و رزمندگان اسلام نه تنها باید بجنگند بلکه بشدت در تیررس نیروهای اطلاعاتی عربستان و اسراییل و ترکیه هستند و چه بسا این عزیزان که جانشان و حتی تحویل جنازه شان بابت اطلاعات و تصاویر تبادل شده در شبکه های اجتماعی موبایل، تحت الشعاع قرار گرفته است.
نمونه اش سردار شهید کجباف که جنازه ی مطهرش به دست تکفیری ها افتاد و قرار بر تحویل گیری سهل و ساده ی آن بود اما از دریچه فضای مجازی به هویت ایشان و جایگاه حساسش پی بردند و جنایات مضاعفی در قبال پیکر مطهر این شهید و زمان و چگونگی تحویل پیکر ایشان صورت گرفت.
سوال : آیا دوستانی که عجولانه و مستقیماً در بستر نشر و بازنشر اخبار شهادت سردارکجباف نقش و مشارکت داشتند هیچ احساس عذاب وجدان دارند؟ (از صراحت قلم خود پوزش میطلبم)
سخت است که ما در عین حال خشم و نفرتی که از اسراییل جنایتکار داریم در خدمت اهداف اطلاعاتی او باشیم آنهم رایگان.
الغرض،
شور دفاع از حرمهای اهل بیت علیهم السلام باز هم دزفول را فرا گرفته است. متاسفانه شب گذشته اطلاعات و اخباری دراین خصوص در گروههای مختلف واتساپی منتشر شد. دردناک تر متون عاشقانه ای بود که بسیجیان عزیز همشهری در منقبت فلان سردار سرافراز اسلام همراه با عکس نیم تنه و با کیفیت ایشان منتشر نمودند.
به خاطر آوردم که ۷ ماه قبل، وقتی از زیر پل شریعتی دزفول برنامه های زنده تلویزیونی مربوط به چهارم خرداد۱۳۹۴ را مدیریت میکردم همین سردار نازنین اسلام را به برنامه دعوت کردیم که ایشان با لباس بسیار ساده (و حتی میتوانم بگویم : مندرس) تشریف آوردند و فرمودند :
فلانی درباره فعالیت های مستشاری بنده در جبهه های ….اشاره نفرمایید مشکل امنیتی دارد.
سوال این است : اکنون چه شده است و کدام سکوی امنیتی به ما علاقمندان ایشان مجوز داده است که اطلاعات و تصاویر مربوط به وی را با شور و هیجان ، روی بیرق واتساپ بزنیم؟
۴- شاید بدبینانه به نظر برسد رفقا،
اما همانطور که در زمان جنگ ایران و عراق ، ستون پنجم دشمن با نفوذ در شهرها (من جمله دزفول) اطلاعات مربوط به مکانها و افراد را انتقال میداد این احتمال را بدهیم که همین حالا هم ستون پنجم سایبری دشمن در صفوف سایبری ما نفوذ کرده و با دادن اطلاعات تایید نشده ، ذایقه خبرپراکنی مان را تحریک کنند.
یادمان باشد که دشمن در ترور مربوط به صفی آباد ثابت کرد که پای کارِ برهم زدن امنیت میدانی ما نیز هست.
۵- العاقل یکفی بالاشاره

ارادتمند همه شما : مهران موزون