آقای دکترعدم تفاهم فرزندان با والدین چی می تواند باشد؟

معضل عدم تفاهم بین والدین و فرزندان به ویژه در اوخر کودکی تا اوایل  نوجوانی طبیعی است. افزایش آن نیاز به مداخلاتی دارد.از کمترین یعنی صادقانه و محکم صحبت کردن تا مشاوره کردن را ه حلهای مناسب این مشکلند.

چرا این تعارض و تناقض پیش می آید؟

  • رشد کودک و رشد شخصیت او که با والدین متفاوت است
  • اثر مفید یا مخرب همسالان و فضای مجازی
  • تجربه و کنجکاوی های زود گذر،

با افزایش ارتباط و طرح مسایل وتفاوتها در خانواده از همان اویل کودکی باعث میشود به راحتی مخالفت نکرده و جوابی برای کارهایش داشته باشد،فراموش نکنید که نظارت شدید غیر ضروری تمایل به مخالفت و فرار از تربیت را بیشتر می کند،مباحثه و استدلال با احترام به تفاوتهای آنها منجربه انتقال اصول وارزشها به نسل بعد می شود ،در غیر اینصورت فرار از خانواده و والدین یعنی پشت کردن به داشته ها وارزشهااست.

دلیل تنش درگفت وگوی خانواده بافرزندان خود چه میتواند باشد؟(خیلی ازخانواده ها درحد۱دقیقه هم توانایی  گفت وگو باهم ندارند؟

 

  • نداشتن الگوی تربیتی در خانواده
  • فشار و یارهایی و بی بند و باری در خانه
  • عدم حضور فعال وموثر پدر یا الگوی مرد در خانه
  • کمرنگ شدن ارزشها
  • عدم تمرین بحث و گفتگوی سازنده در منزل..از این جمله ها هستند

دلیل اینکه خیلی فرزندان علاقه ای برای رفت وآمد باوالدین خودندارند و بیشتر به این جورجملات(که مابادوستانمان بیشتر حال میکنیم ،خوش میگذره خانواده مواجه می شود )؟دلیل افت کلاس بودن با پدرومادرخودرا چی می توان گفت؟

سوال شما مشابه ای ازسوال قبلی است: ولی این نکته را اضافه کنم که نبود الگوی تربیتی و عدم اجرا آن الگو  با رشد کودک ،الگو اگر رشد نکند این حالت پیش می آید که انگار والدین یک قرن با فرزندان فاصله دارند،خوب طبیعی است ،عدم ارتباط و گفتگو از کودکی و عدم تفهیم و نظارت فاصله هارا بیشتر می کند و نسل بعد وارث خوبی برای نسل قبلی خود نیست،همانطور که الان در بیشتر خانواده ها مشاهده میشود

دلیل بی مسیولیتی فرزندان درمقابل با زندگی(تحصیلات،کارهای شخصی)بعضا ناظرهم هستیم درزندگی متاهلی هم این روال  بی مسئولیتی ادامه دارد و مسئولیتی ندارند؟

رشد جسمی بدون دخالت تربیت انجام میشود یعنی همه بزرگ و بالغ میشوند،ولی سن  روان ، سن عقلی،عاطفی و سن رشد اجتماعی و هویت وشخصیت همیشه با سن جسمی-شناسنامه ای- هماهنگ نیست.چون اینگونه سنها نیاز به تربیت ونظارت و آموزش و یاد گیری مناسب و موثر  دارد.بیشتر خانواده ها در گیر دخل و خرجند، و فرزندان رها شده اند یا نظارت شدید دارند که نتیجه یکی است یعنی عدم رشد آنها.عدم رشد یعنی ضعیف بودن در زندگی پیش رو ، در نتیجه فرد نه تنها متناسب سن خود رفتار وعمل نمی کند بلکه آمادگی برخورد با فشار و مشکلات را نیز ندارد و شکست وانحراف و اعتیاد و بیماریهای روحی بیشتر میشود این نتیجه قابل پیش بینی و ساده است

آقای دکتر این دلیل اختلاف درزمینه عقیدتی بین خانواده و فرزندان که شاهد هستیم پدرومادرکامل سنتی و پایبند چهارچوب اسلامی ،برعکس حالایک فرزند یا فرزندان هیچگونه عقایدی ندارند و مدام درگیرهستند وبرای والدین این افراد سوال پیش می آید در این جورخانواده تربیت شدند ولی در چهارچوب اعتقاد تنبلی و کاستی می کنند؟

رشد اعتقادات که همانند رشد اخلاقی است از رشد های غیر جسمی است که نیاز به تربیت دارد.بهترین تربیت الگو برداری در سن کودکی است و در نوجوانی بحث و گفتگو وعدم فشار،فقط تقلید کردن رشد اعتقادات را ایجاد نمی کند  و البته هیچ فشاری رشد باور ایجاد نمی کند بلکه راه فرار را میسر کرده و آموزش می دهد.هماهنگی اخلاقیات در میان خانواده و البته عمل به آن بهترین روش است و بعد نظارت بر دوستان و رفع ابهامات در منزل و فضای دوستانه در گفتگو، نبود چهارچوب تربیتی مناسب در منزل شخصیت مشکل دار و ضعیف تری به فرزندان هدیه داده شده  و البته والدین ضعیف فرزندان ضعیفتری به جامعه تحویل می دهند.

دلیل حرمت شکنی وجسارت بی ادبی وعدم  تواضع فرزندان نسبت به والدین خود(بی مهری و بی محبتی)ازکجانشات گرفته است؟برای اصلاح فرزند بی ادب چه باید کرد؟

حرمت شکنی یکباره ایجاد نمیشود،که فرزند آن را  یاد می گیرد ،از همان ابتدا که به رفتار جسارت آمیز کودک لبخند می زنیم شروع میشود،نبود سیستم پاداش و تنبیه و پاسخگو نبودن فرزند و والدین به اعمال خویش حرمت شکنی را افزایش می دهد.

این دلیل مقاسیه کردن پدر و مادرخود با والدین دوستان خودچه میتواند باشد؟

در آغاز این طبیعی است و برای شناخت خود و خانواده ایجاد می شود بهتر است با احترام و شفاف توضیح دهید که دلیلی ندارد همه مثل هم باشند و…… و با این روش متوجه بشود هر خانواده الگوی خاص خود و مقررات خاص خود را دارد مثل همه آدمها که با هم تفاوت دارند ولی باید به هم احترام بگذارند و کمک کننده باشند وکسی یا خانواده ایبرتر از دیگری نیست

 

آقای دکتراین عدم درک نکردن فرزندان نسبت به سبک و طبقه زندگی (حقوق مادی) و حتی گاهی شاهد هستیم بخاطر یک لباس مارک دار و مواردی از این قبیل خانواده دچار اختلاف می شود؟

نبود سیستم در خانواده،مثل سیستم توقع داشتن از فرزند و پاسخگو بودن ، حمایت بی مورد و عدم کنترل ،یک نوع رفاه زدگی و ارزش گریزی را به او آموزش می دهیم، و این مشکل بسیاری از فرزندان  دزفول امروز است.

علاقه مستقل شدن فرزندن از خانواده خود چگونه ارزیابی می کنید؟

خوب است ولی باید ظرفیت آن قبلا داده شده باشد وتوان آن را داشته باشد البته نظارت غیر مستقیم و همفکری نیاز است و رعایت سن عقلی و جسمی فرزند.

این صدا زدن اسم کوچک پدرومادر که به تازگی رواج زیادی پیداکرده ،نمیتواند حرمت شکنی و بی احترامی باشد؟

بهتر است همیشه یک عزت و احترامی بین این دو باشد حتی بین والدین و دوستان و..

 دلیل عدم پذیرش نصیحت ،مشورت ،و راهنمایی فرزندان از سوی پدرومادر چیست؟

در آغاز طبیعی است ولی به تدریج با توضیح و دیدن به عینه رفتار درست و الدین کاهش می یابد.فراموش نشود نصیحت کمترین اثر را دارد و دیدن عملی رفتار مثبت بیشترین اثر در تربیت را دارد.

راهکارو پیشنهادی برای تقویت رابطه فرزندان و خانواده (برای رسیدن به این دیدگاه که خانواده بهترین جایگاه پیشرفت است ،باید چه کارکرد؟

محیط شاد همراه با قانون مندی ،داشتن فضای گفتگو و مطالعه در منزل ،ارتباط با خانواده های متعادل،

صحبت منطقی در مورد ارزش ها و میراث گذشتگان و ذکر نمونه های عینی کمک کننده است.

چه دلایلی  موجبات عدم رابطه و یا رابطه های سرد و بی عاطفه  را بین  فرزندان باوالدین و بالعکس فراهم می سازد؟

نظارت شدید و نصیحت زیاد و عدم شناخت فرزند به نظر من این فاصله و گریز را ایجاد می کند.

نقش و کنترل والدین درنوع پوشش/رفتار/ تصمیم گیری/حدمرزها تاچه اندازه باید باشد؟

باید در حد احترام به خانواده و ارزشها باشد و البته با توضیح و استدلال و اجازه نقد،تا ارزشها درونی شوند یعنی نیاز به کنترل نباشد،یعنی ابتدا باید نظارت کامل باشد بعد به تدریج با رشد فرزند کاهش یابد به عبارتی درونی شدن ارزشها ،که در محیط امن وگفتگو و انتقاد ایجاد می شود،نقد منجر به رشد می شود و زورگویی منجر به مخالفت و انحراف،نمونه آن در بچه ها به راحتی می توان دید

باتوجه به این اختلافات خانواده مطلوب چگونه باید باشد؟

بهترین الگو را می توان گفت : پاسخگو بودن به نیازها و از طرفی توقع نیز داشتن است، سیستمهای تربیتی برای این هدف موثرند،مطالعه الگو های تربیتی در هر سنی منجر به رشد می شود.

والدین در حین اختلافات و گفتگوهای تنش زا با فزرندان چگونه برخورد کنند؟

والدین باید فضای مجزایی  با فرزندان از هر حیثی داشته باشند که در قرآن اشاره شده است.ولی در مورد مسایل مشترک خانواده بهتر است شفاف گفته شود مثل حقوق و دخل و خرج و مشکلات موجود و مزایا ی خانواده و هدفها و برنامه ها…نباید والدین شکل غیر واقعی از خود به فرزند بدهند این الگو یعنی شکاف باعث میشود انتظار فرزند مناسب خانواده خود نباشد،باید واقعیت های قابل طرح را گفت.

در باره نزاع فرزندان بهتر است آموزش داده شود که الگوی گفتگو را اجرا کنند تا در جامعه که میروند با خشونت و برخورد فیزیکی فقط آشنا نشوند.نشان دادن برخوردهای فیزیکی و مشاجره در خانواده و رسانه منجر به این همه پرخاشگری در جامعه شده است،زیرا مشاهد می کنند و بعد اجرا می کنند!

حد آزادی و مستقل شدن فرزندان تاچه اندازه باید باشد؟اجبار یا آزادی کدام بهتر است؟

آزادی با ذکر و شرح محدودیتها متناسب خانواده و جامعه و سلامت خود و اطرافیان کاملا شرح داده شود.

نحوه برخورد والدین بافرزندان در کنترل و استفاده ازفضای مجازی و مکالمات طولانی فرزندان؟

محدودیت زمانی و مکانی باید داشته باشند ،مثلا در صورت انجام وظایف خود و خانواده اجازه استفاده داشته باشد،در صورت مخالفت محروم شود،همانطور که گفته شد تربیت به تدریج شکل می گیرد و یکباره نمی توانید یک نوجوان را کنترل کنید،بهتر است وورد به فضای مجازی در نوجوانی با شرایطی همراه باشد و گول آنها را نخورید که شمارا با خانواده های دیگر مقایسه می کنند در تربیت باید مصر و محکم باشیم

آقای دکنرکمرزرین ارتباط غیر کلامی میتواند در رابطه والدین و فرزندان موثرباشد؟

بله ،همیشه شرح دادن زدگی ایجاد می کند روشهای کنترل باید متفاوت باشد

دلبستگی والدین به فرزندان خود باید تا چه اندازه باشد؟

دلبستگی خوب است وابستگی باید کمتر باشد، وابستگی جلوی رشد و استقلال را می گیرد علت بسیاری از بیکاریها،طلاق و اعتیاد همین مسله است

نحوه برخورد والدین با روبرو شدن ناهنجارها و رفتارهای غیر اخلاقی فرزندان؟

سوال خوبی است!در فضای خصوصی و آرامی با شفافیت با هم گفتگو کنند و برای یافتن علت و کنترل آن با هم گفتگو وهمفکری کنند و در صورت عدم توانایی مشاوره بروند

برخی فرزندان رفت و آمد های مکرربدون برنامه دارند برخورد والدین و جلوگیری ازبی هدفی فرزندان را تشریح بفرمایید؟

قانون و اجرای آن در خانواده ضروری است و از ابتدا فرزند باید متوجه بشود که خانواده آنها قانونمند است و دلیل برای آن قانون وجود دارد و قبلا درباره آن بحث شده باشد.متاسفانه حتی موارد ساده و مبرهن در برخی خانواده ها قانونی ندارد همه یک جور آزادند.ساعت خواب،خوراک،نوع ارتباط ،چک اپ پزشکی ،کنترل وضعیت روانی و چک کردن آن،نوع ارتباط،برخورد با دیگران و والدین ،احترام به ارزشها(باورها-طبیعت-جسم خود –خانواده- کشور-نوعدوستی وحیوانات و..)از قوانین اولیه هستند

با آشنایی از فرهنگ غنی خودمان،آثار فاخر،و گفتگو در باره آنها در منزل ذکر پیشینیانی که تلاش کردند و اسطوره بودند و هستند خلاصه آن چه از خوبی ها که داریم و داشتیم

حد مرزگذشت و نادیده گرفتن والدین تاچه اندازه باید باشد؟

موارد جزیی مهم نیستند ولی تکرار آن و اینکه در آینده ممکن است بزرگتر شود آن مشکل بهتر است دوستانه ابتدا گفته شود و درصورت تکرار تذکر و جریمه و محرومیت ،اصلاح رفتار یکباره امکان پذیر نیست بهتر است تدریجی و قاطعانه باشد،البته که تربیت تلخ است ،ولی در نهایت شیرین است،خیلی از بزرگترها به خاطر اهمال والدین خود گله مندند هر چند آن موقع راضی بودند

 

علت گرایش جوانان به سمت سیگار،باتوجه به آگاهی کامل ازمضرربودن و عواقبی که دربردارد؟چه منفعتی درقلیان و سیگارمی بینند؟

ضعف و ناتوانی شخصیتی  که از تربیت ضعیف و نامناسب در منزل ناشی میشود،اعتیاد به عادات بد یک نوع فرار از واقعیت و یک ناتوانی در حل مشکلات خود است

علت گرایش جوانان ازهویت واقعی خودشان،علت خودواقعی نبودن؟(دربعضی جوانان شاهد هستیم خودشان را شبیه به یک خواننده،بازیگر یا یک شخص خیلی متفاوت،و حتی ازنوع گفتار، و نوع ظاهردر فضای اجتماع،آیا میتواند بحث جلب توجه باشد؟ چرایک جوان دراوج جوانی باید خودش را درگیر هویتی غیر ازهویت خودش کند آیا عدم اعتماد بنفس میتواند  عامل اثر گذارباشد؟

هویتی که افراد دارند به چهار نوع ممکن است باشد

  • افرادی که هویت خود رسیده اند
  • افرادی که در تلاش برای رسیدن هستند
  • افرادی که هویتی به آنها دیکته شده و متعصبانه بدون فکر از آن دفاع می کنند
  • افرادی که هویت از هم پاشیده ای دارند و در هر محیطی خودشان را نمی توانند کنترل کنند و قابل پیشبینی و رفاقت و زندگی مشترک نیستند

افراد دو گروه اخیر یعنی ۳ و۴ بیشتر دنبال مد و تلقین پذیر ترند و برای خود وجامعه خطرناکترند.

امکانات زیادی .نداشتن محدودیت .هویت خانوادگی ضعیف،از هم پاشیدگی در منزل ،محوریت ضعیف در خانواده و تضعیف پدر در منزل منجر به اینگونه خود نمایی ها می شود.افراد خود ساخته ورشد یافته کمتر تحت تاثیر رفتار پوچ قرار می گیرند و ظاهر بین نیستند بیشتر پایدار و قابل پیش بینی هستند

چرا این رغبت در جوانان که برای آینده و پیشرفت در زندگی و تحصیل ،سمت وسوی خرافات (فال قهوه،رمالی و….)می روند؟

افرادی که به هویت واقعی خود رسیده اند و یا در جستجوی آن هستند -۱و۲- کمتر دنبال خرافه هستند و به فکر پیشرفت خود و اطرافیانند و دوگروه گفته شده بعد-۳و۴- بیشتر به دنبال خرافه و شانس و حمایت دیگران و تفصیر را به گردن دیگران انداختن و..هستند

 

علت گفت وگوی جوانان با موضوع مدل موبایل،مد،لباس چیست؟چراتمایل به گفتگو در خصوص  مباحث علمی و مهم تر  کاهش یافته است ؟

این گونه انگیزه ها در منزل وسپس در محیط نزدیکان و نهایتا جامعه تقویت میشود

  • مصرف گرایی در منزل.
  • رقابت در بین دوستان.
  • ارتباط با خانواده های نامناسب.
  • مصرف گرایی در رسانه

مشوق این گونه رفتارها است

والدینی که به جای صحبت افراطی از خرید و مد و آرایشگاه و… به مسایل عمیقتر بیاندیشند و گفتگو کنند فرزندان موجه تری دارند.مواردی مانند مطالعه در منزل،شرح بدآموزی های موحود ،طرح الگوی درست در خانواده ،کمک فکری به اعضای خانواده و نزدیکان ،بالا بردن سطح فرهنگ جامعه ،داشتن قانون وهویت خانوادگی دادن امکانات با شرایط و درصورت تخلف جریمه و میا محرومیت موثر است

موفق باشید.

با ارزوی  داشتن نسلی مفید و مفتخر برای شهرمان

تهیه و تنظیم:فاطمه دقاق نژاد