به گزارش “دزفول امروز”، پنج صفر مصادف با شهادت دختر سه ساله ی ابا عبدالله الحسین علیه السلام هست. کسی که نام و یادش در تاریخ با عشق و احساس عجین شده، کسی که دل هایمان را بی وقفه به کربلا متصل می کند.
یادآوری رنج های این سه ساله ی مظلوم، مصائب گذشته بر این خاندان مطهر را بیش از پیش بر ما آشکار می سازد.
شنبه ۱۵ آبان مصادف با ۵ صفر در سالروز شهادت رقیه خاتون سلام الله علیها مراسمی با صفا معطر به نام این حضرت در حرم مطهر امامزاده سبزقبا علیه السلام بر پا شده بود…

حضور دخترکان خردسال با آن نگاه معصومانه و شیرین از جلوه های جذاب این مراسم بود. دخترکان کم سن و سالی که یا دستانشان را به چادر مادر گره زده بودند یا در آغوش گرم پدر احساس امنیت می کردند و چه احساس بی نظیری است دست در دستان پدر داشتن!.
دختر سه ساله کجا معنای رنج را می فهمد؟ چه می داند ضربه ی تازیانه یعنی چه؟ هنوز برایش زود است تحمل بغض های سنگین و اشک ها و ناله ها…
اتفاقا یسنای سه ساله ی امیر علی هویدی شهید مدافع حرم شهرستان دزفول هم آمده بود با مقنعه ی سبز خوشرنگی بر سرش و سربند یا رقیه بر پیشانی
یسنا آمده بود اما بدون بابا، بدون دستان گرم پدر…
در گوشه ای از مراسم دختر بچه ای در کنار پدر نشسته بود و بهانه می گرفت. نمی دانم شاید گرسنه بود و بی قراری می کرد پدرش آرام و صبور در کنارش نشسته بود و به او خوراکی می داد. سخت است رنج بی پدری مخصوصا وقتی یک عده نااهل ناجوانمردانه پدرت را از تو بگیرند.
راستی دختر نوجوان شهید عادل سعد، آتنا سعد هم در مراسم حاضر بود تا گوشه ای از نجواهای شبانه اش را با بابای شهیدش برای ما بخواند…
آتنا استوار و ایستاده حرف می زد… صدایش اگرچه می لرزید اگرچه بغض داشت از دوری پدر، اما راست قامت تر از همیشه می گفت راه پدر را ادامه خواهد داد
و چه چیزی بالاتر از قدم گذاشتن در راهی که امتداد سرخی خون پدر شهیدش باشد.
حاج آقا راستگو همان روحانی مهربان و خوش صحبتی که در برنامه های تلویزیونی حتما او را دیده اید امروز میهمان این برنامه بود و با همان طرز بیان کودک گونه اش داستان حضرت رقیه و واقعه شام را برای دختر بچه های حاضر در سالن بیان کرد.
حاج آقا راستگو چند کلامی هم من باب تربیت فرزند بالاخص فرزند دختر با مادران صحبت کرد.

در اثنای برنامه وقتی از خانواده های معظم شهدای مدافع حرم تجلیل و تکریم می شد، به این فکر می کردم که اگر یک روز زینب سلام الله در کربلا تنها بود و زخم ها و دردهای فراوان بی امان بر دلش فرود می آمد، امروز دلاورمردانی از این مرزوبوم کهن دیگر اجازه نخواهند داد تا دوباره کربلا تکرار شود و زینب تنها بماند و تا پای جان از حریم امن اهل بیت و حرم بی بی سلام الله علیها دفاع خواهند کرد.
در پایان برنامه یک تعزیه جان گداز مربوط به شهادت بی بی رقیه هم به اجرا در آمد.
خاندان نبوت را به اسیری بردند
با پاهایی تاول زده
و در غل و زنجیر
مگر حسین غیر از راستی و درستی
چه می خواست؟
این چه رنجی بود که بر پاک ترین اهل زمین روا شد؟
ناجوانمردی ها تا کجا؟
به راستی که:
اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید!.

مریم امیدیان – دزفول امروز

dcim_001 dcim_002 dcim_003 dcim_005