۱

دزفول امروز: متن فوق ابتدای کتابی است که از یکی از دوستان امانت گرفته بودم ، خیلی صمیمانه نوشته بود از وارثین عزیز خریداری شده . همین بهانه ای شد برای گپ و گفتی با برادر سخاوت نیا پیرامون مرکزی تحت عنوان مرکز تولید و توزیع محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی … و واقعا هم همین است : مرکز تولید و توزیع محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی . وارثین

خب آقا مهدی بفرمایید که وارثین از چه زمانی و چگونه تشکیل شد ؟

شاید حوالی ۳-۴ سال پیش بود که مجموعه ی وارثین تشکیل شد با مدیریت آقای بذرافکن و من هم گاهی به آنجا میرفتم. اما با مشغله ی دوستان این کار به سرانجام نرسید.

اواسط سال ۸۸ بود که جرقه های مجموعه ی جدید زده شد. فکر شروع مجدد از یکی از شماره های مجله راه به ذهنمان رسید که آقای موحّد اگر اشتباه نکنم از یک مرکز توزیع در شیراز صحبت کرده بودند و به دقت این مرکز را تشریح کرده بودند.ما هم با همفکری آقای رضا کایدخورده  که از دانش آموختگان دانشگاه امام صادق علیه السلام می باشند شروع کردیم. مطالعه ی همین مطلب و مطلب آقای صفایی در یکی دیگر از شماره های دیگر راه که توزیع گام به گام را توضیح داده بودند، و همچنین تجربیات قبلی خیلی راهگشا بود.

محل عرضه را چگونه انتخاب کردید ؟

خب کار فرهنگی در دزفول شرایط خاص خود را دارد چون محوریت با جلسات قرآن مساجد و بسیج است. ولی از پیدا کردن جایی در نزدیکی مرکز فرهنگی شهر یعنی اطراف حرم حضرت سبزقبا علیه السّلام فرزند امام موسی کاظم علیه السّلام شروع کردیم ؛ البته نمازجمعه نیز یکی از محل های بسیار خوب برای عرضه بود و هست .

کار دیگری که در ضمن این کار شروع کردیم طرح توزیع شبکه ای جزوه های فرهنگی بود که شروع کردیم با بچه های تاثیرگذار جزواتی را چون جبهه فرهنگی انقلاب وحید جلیلی یا «چه باید کرد؟» حسن رحیم پور ازغدی و …را توزیع می کنیم تا فضای فکری همگون و نزدیکی پیدا کنیم.

کتاب ها را بیشتر از چه انتشاراتی سفارش داده اید ؟

اولین جایی که کتاب هایش را گرفتیم انتشارات “کتاب دانشجویی” بود بعد هم “لب المیزان” ناشر آثار “آقای طاهرزاده” بود که از طریق یک آشنا و “آقای توکلی” که کمال همکاری را با ما داشتند.بعد هم “لیله القدر “و “نشر معارف”. روزهای اول بیش ۳۰ عنوان کتاب داشتیم و در حال حاضر نمایندگی کتاب دانشجویی،سوره مهر،نشر معارف،لب المیزان،لیله القدر،آرمان،نور،طرحی برای فردا،خیزش نو، سپیده باوران و… را داریم که تعداد عنوان های کتابمان به حدود ۱۵۰۰ عنوان کتاب و ۱۰۰۰عنوان لوح فشرده می رسد که روز به روز در حال افزایش است.

در باب معرفی کتاب و رساندن آن به دست مخاطبان اگر نکاتی دارید، بفرمایید:

فعالیت دیگری که انجام دادیم برگزاری یک سلسله کلاس ها بود که از ترجمه ی قرآن به روشی که آقا در کتاب حرفی برای تمام فصول می گویند تا صحیفه خوانی و بحث پیرامون آن و کلاس های آموزشی چون فتوشاپ تا جلسه ی داستان خوانی که گاها ضبط می کردیم برای بعدها.که از دل این کلاس ها افرادی بیرون آمدند با تلاش خودشان که بعدها طلبه شدند که رمان خوان حرفه ای شدند و تقریبا بسیاری از کتاب های رمان حسن بیگی و شجاعی و موذنی را خوانده اند و تقریبا روی ریل افتاده اند. که این هم از برکات سخنان آقا پیرامون ضرورت رمان خواندن است و گر نه از برخی شنیدم که رمان را مصداق لهو الحدیث می شمارند.

رفاقت به سبک تانک

ما ناامیدانه این کتاب را تبلیغ می کردیم. چطوری؟ می دادیم دست بچه های نوجوان و می گفتیم بخوانند انصافا کتاب قشنگی است خصوصا تصویرسازی هایش.خب بچه ها می خواندند و قیمت را می پرسیدند و می رفتند ما هم می گفتیم حق دارند گران است بعد از چند دقیقه همین بچه ها پدر و مادرشان را بعضا کشان کشان می آوردند و کتاب را می خریدند و مطمئنم که از خریدشان پشیمان نمی شوند.به این ترتیب کتاب رفاقت به طور کامل فروش رفت.

همین طور کتاب “دا “را بدون تخفیف فروختیم.

سید دلربا

یادم می آید یک شب یک سید روحانی خوش سیما با محاسن زردرنگ که آذری زبان بود به غرفه ی ما آمد ما هم کتاب “من و کتاب” را که از غرفه ی بغلی یکی از دوستان خریده بود؛ پیش ایشان بردیم و از آن معدود کتاب هایی که داشتیم تعریف کردیم. ایشان هم مثلا “جشن حنابندان” آقای قدمی را برداشتند و …بعد از چندی دوتا نوجوان تقریبا ۱۶،۱۷ساله آمدند و به حاج آقا یک چیزی گفتند؛حاج آقا کتاب “حماسه یاسین“(که ما اطلاعی از محتوای آن نداشتیم)برداشت و گفت خطاب به آن دو نوجوان که : این را بخرید و بعد دوباره خودشان گفتند: خودم می خرم برایتان و به ما پول دادند: بالاخره آن دو نوجوان توی رودربایستی یا هرچی پول دادند و کتاب را خریدند و رفتند. خب از آنجایی که این واقعه در حوزه ی استحفاظی ما رخ داده بود حس کنجکاویمان گل و بلبل داد که حاج آقا ماجرا چه بود؟ حاج آقا گفت که: می دانی این دو نوجوان چه می گفتند؟ می گفتند که چرا بچه حزب اللهی ها بداخلاق و اخمو هستند ؟ من هم گفتم : این کتاب را بخرید و بخوانید تا ببینید اخمو هستند یا نه؟ این شد که ما هم کتاب حماسه یاسین را خواندیم و واقعا کتاب نابی است که یک جایی از خنده روده بر و گاهی از گریه چشم خشک می شوی!!

واین شد با تعریف این ماجرا ما کتاب حماسه را هم کامل فروختاندیم (عرضه کردیم).

خب برگردیم به حاج آقای خودمان،حاج آقا کتابهایشان را انتخاب کردند و با آن کتاب مذکور(من و کتاب)به ما دادند تا حساب کنیم ما هم حساب کردیم در پلاستیکی گذاشتیم و دادیم رفت.بعد از چند دقیقه حاج آقا دوان دوان با صورت برافروخته آمدند و گفتند:پس آن کتاب(صحبت های آقا) کو؟گفتیم که آن کتاب مال یکی از دوستان است و فروشی نیست از او اصرار و از ما اکراه که بابا این کتاب مال یکی از بچه ها است مغازه ای که کتاب را از آن تهیه کرده بودیم هم تمام کرده بود.بالاخره با خواهش و معذرت خواهی حاج آقا را راهی کردیم.

خاطره ای از اندیمشک

یک بار با یکی از دوستان که حالا برای خودش یک رمان خوان شده است.رفتیم برای عرضه ی نمازجمعه ی اندیمشک؛آنجا به دلیل نزدیکی به پایگاه چهارم شکاری، جمعه ها سربازها را به نمازجمعه می آورند. ما هم توضیح می دادیم؛ سربازی آمد و کتاب “ما فرزندان ایرانیم “را گرفت و من هم دیدم دست دست می کند برایش یک جای حساس از کتاب “طوفان دیگری در راه است” را انتخاب کردم و دادم بخواند خب نگاهی به قیمت کرد و همان فرزندان ایرانیم را خرید و رفت ما هم رفتیم برای نماز بعد از نماز ،همان سرباز با لباس آبی نیروی هوایی آمد و کتاب فرزندان ایرانیم را پس داد و کتاب طوفان دیگری در راه است را خرید. وقتی می خواست باقی پول را بدهد بسیار جالب بود کیف پول یک سرباز بود دیگر؛ فکرکنم ۵۰۰ توان آخر را از خرده های کف کیفش در آورد که مچاله بود ما هم با قساوت تمام می گرفتیم بعد از رفتنش دوست ما گفت: چقدر بد جنسید به سرباز هم رحم نمی کنید.ولی اعتقاد ما این است که کتاب خوب را اگر پول پایش بدهی می ارزد و همین کتاب خوب و پول خوب دادن اغلب باعث خواندن و بعد هم تبلیغ می شود و کتاب خوانده و دیده می شود.
بیش از این حرف زیاد است ولی بیش از این از حوصله فزون است باشد برای بعد.

مطالب بالا به درخواست خبرگزاری فارس آماده شد. و مطلب تکمیلی ذیل جدیدا و با فاصله زمانی چندماهه اضافه شده است.

سلام برادر

علیک السلام

ابتدا در مورد مرکز وارثین توضیح بدید؟

بسم الله الرحمن الرحیم

مرکز فرهنگی وارثین سال های ابتدایی دهه۸۰با مرکزیت دوست عزیزمان جناب آقای بذرافکن[۱] در دزفول شکل گرفت که هدفش تسهیل رساندن محصولات فرهنگی اعم از کتاب، نرم افزار، مجله و…به دست مخاطب در شهرستان دزفول و روستا ها و شهرک های حومه و همچنین پاتوق شدن بود. این مرکز در آن سال ها توانست با همت دوستانی چون رضا کایدخورده[۲] و علیرضا جمشیدی [۳]و…تاثیر بسیار خوبی بر روی فضای گفتمانی شهر دزفول داشته باشد همچنین این مرکز در زمینه ی تولید و توزیع جزوه هم فعال شد که موفقیت هایی نیز کسب کرد…

پس از اینکه مشغله هسته ی اصلی تشکیل دهنده مرکز فرهنگی وارثین زیاد شد عملا مرکز فرهنگی وارثین نتوانست آن عملکرد سابق را داشته باشد شایان ذکر هم هست که این مرکز به شدت روی عرضه محصولات فرهنگی در شهرستان تاثیر گذاشت حتی در سایر شهرهای استان و حتی کشور توانست جزءجریان سازان باشد. حتی روی ذائقه ی مخاطبین تاثیر مثبتی گذاشت.

پس از مدتی فترت این مرکز با توجه به خلا موجود و حوادث انتخابات و تشخیص خلاهای فکری موجود لزوم کار فرهنگی تشکیلاتی و منسجم بیشتر دیده شد و به دلایلی چون سابقه ی جناح مخالف در کار تشکیلاتی و موفقیت این کار و ضرورت این کار همچنین نبود بسیاری از محصولات خیلی خوب در مرکز و حتی شهرستان ها که بدست مخاطب نمی رسید همچنین کتابفروشش که با آرمان های انقلاب سازگار باشد و خط قرمز با نویسندگان ملحد مشخص باشد نه اینکه به اسم احترام به مخاطب از شیرمرغ تا جون آدمیزاد پیدا شود. فعالیت مرکز فرهنگی وارثین مجددا در دی ماه ۸۸ آغاز شد.

ایده اولیه تاسیس این مرکز چطور به وجود آمد؟ و چطور شد وارد این کار شدید؟

در قسمت قبل پاسخ داده شد.

کار فرهنگی و توزیع کتاب با هم…؟ کمی در مورد جزئیات عملکردتون توضیح بدید.

بله. توزیع کتاب علی رغم نگاه رایج در جامعه ما یک کار فوق العاده تخصصی است. برایتان مثالی می زنم چند وقت پیش به یکی از مناطق کوهستانی اطراف دزفول سفری داشتیم و به نظرمان رسید که نهال هایی در این نقاط بکاریم یکی از دوستان این نکته را مطرح کرد که باید دنبال گیاهان بومی این منطقه بگردیم و گرنه ممکن است در اثر ناهمگونی آن گیاه با اکوسیستم، منطقه را به هم بریزیم بله شاید ما مدن نظرمان بود که فلان درخت زیبا را بکاریم شاید هم جواب می داد ولی تغییر اکوسیستم عواقب وخیمی چون از دست رفتن پوشش گیاهی منطقه همچنین از بین رفتن حیوانات و حشرات و عوارض جبران ناپذیری گاها دارد.

پس اینکه شما چه کتابی را در داروخانه(کتابفروشیتان) عرضه می کنید و ترویج می کنید مهم است. با این شاخص نگاه کنید به کار کتاب برخی ارگان های فرهنگی و شبه فرهنگی در زمینه کتاب که به تنها چیزی که فکر نمی کنند همین است حتی به این سمت حرکت هم نمی کنند.

وجه دیگر مطلب اینکه به طور مثال افرادی در هر منطقه، شهر، مسجد، مدرسه محل رجوعند مانند روحانی محل، امام جماعت دانشگاه، امام جمعه و…باید جایی باشد که اگر این شخص به دلیل مراجعاتی که به او می شود یا رشدی که می خواهد به جامعه بدهد یا پیشگیریی که می خواهد بکند بفرماید فلان کتاب را توزیع کنید، ترویج کنید یا ارجاع دهد یا حتی به ایشان معرفی شود جهت اعلان به مراجعین پس کتاب برای کار فرهنگی یک ابزار فوق العاده موثر است.

برای شما مثالی می زنم از فرآیند تشخیص نیاز، انتخاب، تبلیغ، خوانش، جریان سازی و…که به قول آقای پناهیان جریان سازی اولویت ماست…

خاطرم هست بعد از سال۸۸خلا توجه نیروهای حزب اللهی به تاریخ انقلاب نه در حد ارتکاضات ذهنی بلکه در حد آگاهی نسبی ولی دقیق خیلی برای ما نمود پیدا کرد و کسانی که اطلاعاتی اجمالی از حوادث بعد از انقلاب داشتند بسیاری از اتفاقات برایشان تازگی نداشت.

کتاب ۴۰تدبیر توسط دوست عزیزمان آقای کایدخورده پیشنهاد شد پس از رنج فراوان بدلیل اینکه این کتاب در اصل داخلی یکی از ارگان های نظامی بود بدستمان رسید خب برای فروش در فروشگاه قرار گرفت به پیشنهاد جناب بذرافکن تبلیغ این کتاب بهتر شد و عنوان تبلیغ شد «سیاسی ترین کتابی که تاکنون خوانده اید»اگه خواستید پوسترشو تقدیمتون می کنم خب در ادمه این کتاب پوسترش(که خود خصوصیات پوستر چه باشد مفصل است)در نقاطی چون مساجد ،نمازجمعه و…نصب و با استقبال خوبی مواجه شد در ادامه افرادی پیدا شدند که بدلیل موجز بودن و نو بودن مطالب درخواست توضیح بیشتر کردند که جناب استاد سیدعلی صافی[۴] متکفل این مهم شدند و تاکنون ۲بار این جلسه برگزار شد و برکات زیادی داشته و دارد پس کتاب و کتابفروشی می تواند جریان ساز باشد.این مدل ما برای فعالیت توی این زمینه بود.

حتی کتاب و کار اجتماعی زمانی در شورای شهر قبلی بحثی پیش آمد در مورد اینکه شهرداری آگهی داده تا ماشینی لوکس خریداری کند ما سعی کردیم با کتاب «آسیب شناسی اشرافی گری»که تهیه موسسه مستشهدین وصاله و از سخنان رهبری گردآوری شده  جامعه را آگاه کنیم و حتی در جلسه ای با برخی اعضای شورای شهر این موضوع را بحث کردیم و از همان کتاب برایشان خواندیم و استدلال آوریم به طوری که با تعجب به سخنان رهبری گوش می دادند و  نتیجتاخرید این ماشین منتفی شد…

نمونه ی دیگر آشناکردن نیروهای شهر با گفتمان امام خمینی بود سعی کردیم تا کتبی مثلا در زمینه وصیت نامه امام، منشور روحانیت ، پیام قطعنامه … این پیام قطعنامه را تبدیل به یک جریان در دزفول کردیم و گروه هایی تشکیل شد این پیام را با شیوه ای که انجام دادیم در ابتدا خودمان می خواندیم و مسائل را تحلیل می شدند و…

در بحث های سطح بالاتر سعی کردیم افرادی که آن زمان کمتر شناخته شده بودند را بشناسانیم سعی کردیم اشخاصی چون اصغر طاهرزاده، ,وحید جلیلی، حسن رحیم پورازغدی، علی موذنی و…را با آثارشان بشناسانیم که در این زمینه هم موفق بودیم.

یا مثلا جمع رمان خون؛ با هم دیگه جمع می شدیم در محل مرکز(فروشگاه)و رمان می خواندیم با توجه به فرمایش رهبری.

ولی متاسفانه بدلیل محدودیت مکانی بسیاری از این فعالیت ها زمین ماند که درصددیم دوباره این فعالیت ها از سر بگیریم مثل رمان خوانی، شعرخوانی، صحیفه خوانی،نقد کتاب، ترجمه قرآن به روش رهبری و پاره ای کارهایی که زمینه هایش را آماده کرده ایم.

برای کارتان با چقدر سرمایه شروع کردید؟

با۲۵۰هزارتومان که حقیر و رضاکایدخورده قرض کردیم واسه قفسه ها شروع کردیم کتاب ها را با چک های پدرم گرفتیم و شروع کردیم کم کم فروش کتاب و کمک پدرمان باعث حرکت شد و در حال حاضر بالغ بر۴۰۰۰عنوان کتاب و لوح فشرده داریم که تعدادشون رو به زیاد شدنه.

چطور کتاب تهیه کردید و چطور می فروختید؟

به صورت نسیه چندماهه تهیه کردیم اول یک فروشگاه کوچیک جمعا۶متری که بالاخونه بود و با یک تور مسافرتی مشترک بودیم همون موقع توی نمازجمعه کا ر رو آغاز کردیم اولین هفته یادمه که راهمون ندادن داخل همون دم در بساط کردیم فروش بدی هم نداشتیم بعد رفتیم سراغ هیئت روضه العباس که با موافقت حا ج آقا ابوالقاسمی پور[۵] اونجا هم جمعه شبا عرضه داشتیم که با توجه به سطح بالاتر اون هیئت دقیقا جامعه هدف ما بود و هم افزایی خوبی صورت می گرفت. در ادامه نمازجمعه اندیمشکو اضافه کردیم که ثمره ی اون دوستانی هستند که از اندیمشک میان از ما کتاب می خرن و یا می برن نمایشگاه برگزار می کنن و توی فضای جبهه ی فرهنگی انقلاب قرار گرفتن و کارهای خیلی خوبیو شروع کردن.

عید۸۹یه نمایشگاه خیلی خوب توی حرم امامزاده سبزقبا علیه السلام برگزار کردیم و نتایج خوبی واسمون داشت که توی همون روزای اول متوجه شدیم که محصولاتمون علی رغم کم و خاص بودن کفاف تا آخر نمایشگاهو نمی ده ولی چه باید می کردیم که تعطیل بودن تا بعد از ۱۴- ۱۵روز. البته اینو بگم که شیوه ی عرضه ی کتاب توی اون نمایشگاه از عهده ی هرکسی بر نمیاد. که باز سر فرصت میشه راجع بهش صحبت کرد.

کار انتخاب کتاب اوایل سخت نبود با توجه سابقمون مشورت با دوست عزیزم جناب رضا کادخورده ،مجید بذرافکن که برخی سفارشارو شخصا داد.  در ادامه  به دوستان طلبه و دانشجو و اساتید حوزه و دانشگاه سپردیم اگه کتاب خوب دیدین یا سراغ دارین اطلاع بدین که فروشگاه مرکز فرهنگی وارثین شد یه گنجینه که به جرات می تونم بگم در خوزستان و حتی در بسیاری از نقاط کشود کتابفروشیی به کاملی وارثین وجود نداره چون ما علاوه بر جاهایی که رصد کتاب و موجودیشونو نگاه می کنیم با توجه به عقبه طلبه و دانشجویی که داریم و در سطح کشور پخش هستند خودمان رصد و حتی به صورت کاملا جهادی کتاب توزیع می کنیم مثلا رصد شروع توزیع کتاب «در چنگال عقاب» و فرستادن یکی از دوستان جهت خرید که در تهران بود و توزیع به فاصله ی چند روز در دزفول که خود ناشر با تعجب پرسیده بود از کجا متوجه شدید ما حتی توی قم که بسیار نزدیکه به ما هنوز توزیع نکردیم.

و یا کتاب «خانواده» تهیه ی موسسه جهادی که باز هم یکی از دوستان که مسافرتی به تهران داشت از نمایشگاه قرآن که اولین عرضه کتاب  بود خریداری کرد  و ما همزمان با تهران به زرس قاطع اولین جایی بودیم که عرضه کردیم چون اگر منتظر ناشر و پخشی می موندیم ماه ها طول می کشید یا کتاب «شرح اسم» که یکی از دوستان که با دفتر مرتبط بود به ما اطلاع داد که کتاب شرح اسم(ویرایش دوم)داره میاد بیرون ما زنگ زدیم به پخشیهای تهران انکار کردن و اظهار بی اطلاع با ناشر تماس گرفتیم متاسفانه سیستم توزیع ضعیف داشت با یکی از دوستان که مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه قم بود تماس گرفتیم این بنده خدا با موتور رفته بود انتشارات و گرفته بود برده بود ترمینال و فرستاده بود.

نمونه ای دیگه دوستای دانشگاه امام صادق که زحمت برخی کتابایی که تازه چاپ می شدو بهشون می دادیم که ارسال کنن و یا رصد کنن و اطلاع بدن مثلا یادمه یه محرم مسجد روبروی فروشگاه یه حاج آقایی از طرف مرکز تخصصی مهدویت اومد به نام حاج آقای ملایی[۶] از فروشگاه بازدیدی کردو خیلی خوشش اومد و طلب یه کتاب کردو گفت ندارین گفتیم چیه گفت «قاموس عدالت» و من ۲شب دیگه بیشتر اینجا نیستم اگه بتونید واسم تهیه کنید پیدا نکردم در کتابفروشیای سطح کشور گفتیم تلاشمونو می کنیم تماس گرفتیم با یکی از دوستان دانشگاه امام صادق چون این کتاب با اطلاعی که از آقای کایدخورده گرفتیم توسط یکی از دوستای ایشون در این دانشگاه نوشته شده بود و تاکید کردن که اگه بتونید تهیه کنید کتاب ارزشمندیه خلاصه این دوستمون رفته بود انتشارات و از توی ویترین فروشگاه دانشگاه واسه ما فرستاده بود و ما تحویل حاج آقا دادیم و ایشون خیلی خیلی تشکر کردن. یا مطلع شدیم در اوج عاشورای فتنه ی۸۸اوقاف تهران مجموعه پوستری به صورت رایگان می دادند که به عبرت های عاشورا از کلام رهبری می پرداخت خب دوستان دانشگاهی اون ایام تهران نبودن یا ایام امتحانشون بود توی اون ایام مجبور شدیم با اوقاف تماس گرفتیم با مسئولش هماهنگ کردیم و بعد با یه پیک موتوری توی تهران و اون بنده خدا تحویل گرفت و برد باربری و واسه ما فرستاد.(خودش فیلمی بود)

فضای کتاب در میان حزب اللهی های دزفول و شهرهای اطراف چطور است؟

عادت به آه و ناله نکرده ایم یا خوب است یا باید خوب شود. ما ثمره ی خوب و دقیق و به جا عمل کردن را دیده ایم. برخی میگن مردم کتاب خون نیستن میگیم درسته ولی تا حالا به چراییش فکر کرده ایم؟

برخی سریع میگن مشکل قیمت کتابه ما میگیم اگه قیمت کتاب علت اصلیه  چرا کتابخونه ها خلوته(به جز واسه کنکور) و یا استقبال از نمایشگاه های تخفیف۵۰درصد اینجوری(اگه خواستین توضیح می دم با ذکر نمونه و تجربه ی خودمون از برگزاری نمایشگاه۵۰درصد و ارتباط مستقیم با برگزار کنندگانی از این قبیل و نتایج تاسف آور آنها) آقا یه صحبتی دارن می گن مردم ما به کتابخونی معتاد نیستن[۷] و یا می گن در سال۸۹ شهریورماه  در دیدار هیئت دولت می گن کار فرهنگی سخته مثل ساختمون سازی نیست ابزار و آدمش سخت گیر میاد و در ادامه چقدر دقیق میگن در کار فرهنگی از کار ویترینی و شعاری پرهیز کنید سود نداره ضرر داره انصافا برخی کارا توی حوزه ی کتاب با نیت خوب لطمه زده به کار ترویج کتاب خوانی و کتاب خریدن. ما حاضریم در جلسه ای متولیان رسمی و غیررسمی کتاب دونه دونه فعالیتهاشونو نقد و بررسی کنیم و بعد راهکار هم بدیم.

در چه زمینه هایی فعالیت داشته اید؟

در زمینه های مختلف چون تولید جزوه با موضوعاتی چون شهدا، رهبری (سخنان و سخنرانی های رهبری با تیتر و سو تیتر به صورتی شکیل) برای اینکه شاید خیلی ها فرصت نکنن از تلویزیون نگاه کنن و یا میخان با تمرکز بهتری بخونن به صورت شکیل و یا برخی سخنرانی های کلیدی و بصیرت افزا مثل سخنرانی حجت الاسلام پناهیان پیرامون سختی های کار رهبری برای حل مشکلات جامعه و سخنرانی های حجت الاسلام استاد دکتر خسروپناه و یا سلسله مباحث «تنها مسیر» حجت لاسلام پناهیان به صورت جزوه و در آینده سلسله مباحث «بازار اسلامی» استاد رحیم پور ازغدی و به مناسبت مثلا «حج» بیاناتی از رهبری پیرامون حج که خودمان سایت رهبری می گیریم و تدوین می کنیم سو تیتر، تیتر می زنیم و طراحی می کنیم.

و یا چند تا سخنرانی رهبری با موضوع محرمو گرفتیم و داریم جزوش می کنیم. جزوه «هیئت» که دیدار رهبری با هیئت رزمندگان بودو جزوه کردیم که خیلی راهگشاست. بحث جزوه مون خدا رو شکر با استقبال خوبی مواجه شده و رو به رشده.[۸]

تو زمینه تبلیغ کتاب پوسترهایی تولید کردیم که بسیار تاثیرگذار و جریان ساز بودن و مساجدی اومدن و حتی مطب دکتر و بیمارستان ها استفاده کردن و بازخوردشو دیدیم.(اگه خواستین توضیح با جزئیات میدم که اتفاقات عجیب و ناگفته ای افتاده که حتما واستون جالب و البته عبرت آموز که مشکل کار کتاب نخونی کجاست.)

در زمینه وبلاگ بسیار موثر بودیم بارها شده از اقصا نقاط کشور حتی از قم، تهران،  سمنان، یزد ،بوشهر، کاشان و…تماس گرفتن و درخواست ارسال کتبیو کردن که توی سایتمون معرفی کردیم.

در زمینه تولید محتوا در زمینه شهدا تولید پوستر از شهدای دزفول داشتیم مصاحبه و تدوین برشور از شهید اثنی عشری از شهدای دزفول که در درگیری با رژیم صهیونیستی شهید شدن.

در زمینه توزیع جزوات فرهنگی جهت هم زبانی و قرابت فکری بیشتر و آشنا شدن با نیروهای انقلاب برنامه توزیع شبکه ای رو داریم. که جزئیاتش خودش مفصله.[۹]

برنامه کوهپیمایی هفتگی داریم که به ارتفاعات اطراف دزفول می ریم هر صبح جمعه.

در زمینه تولید دفترهای اسلامی دفتر یادداشت با طرح شهدا و علمای دزفول تولید شد که با استقبال و جریان سازی خوبی مواجه شد.

در زمینه تولید نرم افزار با هدف رساندن سریع تر سخنان رهبری به مخاطب، نرم افراز امام خامنه ای۱تولید شد که بناست این نرم افزار ماهانه سخنان رهبری را در قالب متن و تصویر به صورت دریافت روی حافظه همراه(فلش) با هزینه اندک ولی به صورت نرم افزاری و شکیل.

در زمینه ی تاثیرگذاری روی برخی تصمیمات شهری مثل استفاده از ظرفیت مخاطبین سامانه پیامکی وارثین جهت مثلا آگاه سازی و معرفت افزایی در مورد مساله  کنسرت های موسیقی در سطح شهرستان.

کمک به برگزاری نمایشگاه در دانشگاه ها، حوزه های علمیه، مدارس، مساجد و… علی رغم حجم کار بالا و سنگینی که همزمان در۱۰نقطه در هفته دفاع مقدس نمایشگاه برگزار کردن.

مشاوره در زمینه انتخاب  کتاب جهت اهدا و تجهیز کتابخانه دانشگاه هاو…

حمایت نهادهای فرهنگی چطور بوده است؟

تقریبا در حد صفر بوده است ولی ما کماکان دست کمک به سوی همه ی نهادهای فرهنگی دراز می کنیم.

تبلیغات کتاب را در کجا انجام می دهید؟

در تقریبا هرجا که فکرش را بکنید یا انجام دادیم یا در شرف انجام دادنیم.

نقش جناح مومن فرهنگی در بحث کتاب در شهر شما چطور است؟

واضح بگم اگه خوب عمل کنیم عالیند ولی اگر شعاری و ویترینی و نابجا و نابهنگام عمل کنیم دیگه معلومه…وقتی رهبری حاضره واسه کتاب هر روز صحبت کنه بلکه چند دقیه بر کتاب خوندن جامعه اضافه بشه کدوم یکیمون حاضریم هفته ای چند دقیقه صرف کنیم رهبری میگه مسئولین میرن یه جایی کتاب معرفی کنن خودشون هم که پیش قدمن ولی مسئولین عارشون میاد یا اعتقادی ندارن که موثره  و…

هرکسی باید سعی کنه توی زمینه کتاب خونی تلاش کنه چون انسان کتاب نخون مثل زمینیه که هرچند مستعده و توان تولید بهترین میوه ها و گل ها رو نداره و بدلیل استفاده نکردن از ظرفیتاش به زودی محل قارج هارو و علف های هرز میشه.

توی بحث مسئولین کار خاصی صورت نمیگیره ولی توی افراد مورد رجوع کارهایی صورت می گبرره ولی جهادی و منسجم نیست و این باعث میشه کارها به سرعت پیش نره ما در همه ی زمینه های اگه بتونیم فرهنگ جهاد را نهادینه کنیم پیروزیم.

با تشکر از اهمیتی که به موضوع کتاب و کتابخوانی میدین.

———————————

ضمنا اینو هم ذکر کنم که به دلیل مجال کم فعالیت های دیگر مرکز فرهنگی وارثین در حیطه های دیگر در این مجال ذکر نشده.

وارثین یک کتابفروشی نیست یک فرهنگ است یک پاتوق به معنای واقعی است نه دستوری و نه شعاری شاید همین کوچک بودن جاهاش هرچند الان دیگه برنامش اینه که گسترش بده طلب می شه و به ضرورتش رسیده مرکز فرهنگی وارثین میتونه ادعا کنه توی هر موضوعی که رهبری دغدغه داشته ورود کرده و برنامه داشته و اجرا کرده و می کنه در حال حاضر مرکز فرهنگی وارثین برنامه هایی در زمینه های مختلف آماده شده که هرکدام نیاز به فصل مشبعی از توضیح دارن ولی سرجمع وارثین باطل السحر نمی شود و نشده است و خود را مصداق کامل کار خودجوشی که مقام معظّم رهبری[۱۰]می گویند می داند.

قدرت جریان سازی و گفتمان سازی که الان اولویت بسیار دارد مرکز فرهنگی وارثین چنان بالاست که هر آن اراده کند موضوعی در شهرستان دزفول با تمام اقمارش و حتی استان های اطراف شاید باور نکنید وارثین یک مدل و برند شده به طوری افرادی از شیراز، کاشان، اندیمشک، الیگودرز [۱۱]مراجعه می کنند و مشورت می گیرند و اذعان می کنند که می خواهیم مدل کار فرهنگی وارثین را الگوبرداری کنیم.

والسلام

[۱] دکتر مجید بذارافکن دکترای مدرسی انقلاب اسلامی و استاد دانشگاه امام حسین علیه السلام

[۲] حجت الاسلام دکتر رضا کایدخوره از طلاب جوان حوزه علمیه و دانش آموخته دانشگاه امام صادق علیه السلام

[۳] استاد دانشگاه و از مسئولین آموزش و پرورش دزفول

[۴]  از فرهنگیان با سابقه شهرستان که عضو حزب جمهوری اسلامی هم بوده اند

[۵] از اساتید حوزه و دانشگاه

[۶] مدیر علمی نشریه امان

[۷] رجوع کنید به کتاب کتاب و کتابخوانی در آیینه رهنمودهای رهبری کاری از انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی(برخی سخنانی در این کتاب ذکر شده که در تارنمای دفتر معظّم له نیامده اند.)

[۸] به طوری که الان تارنمای اون رتبه اول مرجع جزوات فرهنگی در سطح کشور شده و حتی دایره تاثیرش اونقدر بالا رفته که…

[۹] توضیحش خیلی مفصله و الگوی خوبیه ولی مجالش نیست خلاصش اینکه فضای فکری خیلی از افرار موثر شهرو با این جزوات تغییر دادیم این طرحو از چند نفر گرفتیم یکی تمجید آقا از جزوات منسجم و یکسان حزب توده، یکی از سخنان جناب آقای حیدر رحیم پور ازغدی در مورد تکثیر اقلامی چون جزوه و اعلامیه و…و یک مطلب در همین ارتباط در مجله راه با عنوان از تهران تا بوشهر و جمع بندی جناب کایدخورده.

[۱۰] ۱/۱/۹۳حرم رضوی

[۱۱] اگر نیاز بود نام و نشان و تلفنشان موجود می باشد

img_7301 img_7300 img_7298 img_7295 img_7291 img_7285 img_7284 img_7283 img_7282 img_7281 img_7280 img_7276