به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، بحث از فواید اخلاق تولید علم بر نوع تلقی ما از اخلاق حرفه ای و پیش از آن بر انگاره ما از کارکردهای اخلاق مبتنی است. کسی که مأموریت اخلاق را منحصر در تنظیم روابط اجتماعی می‌بیند، ناچار اخلاق حرفه‌ای در هر شاخه و حرفه‌ای را برای تنظیم رابطه تولیدکننده و مصرف‌کننده و انباشت تولیدات مفید می‌داند؛ ولی بر مبنای نظریه اسلامی فایده اصلی اخلاق اصلاح و تهذیب نفس آدمی است، بر این باور، فواید دیگری(جز اصلاح و تهذیب نفس) که بر رعایت اخلاق مترتب می‌شود، همه از نوع نتایج دست دوم به شمار می‌روند، با این رویکرد می‌توان گفت کسانی از اخلاق تولید علم بیشترین و اولین فایده را به دست می‌آورند که اصول اخلاقی مربوط به خویش را به کار می‌بندند، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به بیان دیدگاه‌های خود در زمینه اخلاق تولید علم در کتاب «درباره اخلاق تولید» پرداخته است که در بخش پایانی آن پیش‌روی مخاطبان قرار می‌گیرد:

*تعارض اخلاق و تولید علم/آیا اخلاق حدود دارد

آیت‌الله رشاد در پاسخ به این سؤال که آیا اخلاق حدود دارد و آیا اخلاق در ظروف مختلف متفاوت است، گفت: من فکر می‌‌کنم چون تولید علم موضوع است و اخلاق از سنخ حکم است، اصالت با «حکم» است؛ یعنی در واقع حکم، حاکم است، ما همواره و در تمام عملیات و مراحل تولید علم باید اخلاق را رعایت کنیم و اگر جایی فعلی و عملی ضداخلاق است، درست مثل اینکه ضدشرع و قانون است و باید از آن خودداری کرد و دیگران را هم بازداشت، ولی گاهی می‌توان برای حفظ مصلحت اقوا از مرز اخلاق گذشت، مثل همان قضیه اطلاق و نسبیت اخلاق، شما می‌فرمایید نباید دروغ گفت، چون کذب، هم از گناهان کبیره است و هم از رذایل کبیره، ولی برای حفظ نفس محترمه نه تنها کذب را تجویز می‌کنند بلک ترک آن را خلاف شرع و خلاف اخلاق می‌دانید.

وی افزود: بعضی به همین دلیل می‌گویند قبح کذب نسبی است، ولی در واقع این طور نیست، قبح کذب بر جای خود باقی است،‌ کذب ذاتاً قبیح است، ولی در واقع این طور نیست،‌ قبح کذب بر جای خود باقی است، کذب ذاتاً قبیح است، اما وقتی در مقام تزاحم حکمین قرار می‌گیریم، برای مصحلت عمده‌تر و اهم از یک مصلحت مهم صرف‌نظر می‌کنیم، برای دفع یک مفسده مهمتر، یک مقسه مهم مرتکب می‌شویم و به تعبیر عرفی دفع افسد به فاسد می‌کنیم، کذب هیچ وقت حسن نیست ذات کذب حسن نیست؛ اما در مورد بحث ما با دو حکم متعارض مواجهیم، یک حکم اخلاقی قبح کذب و یک حکم حقوقی و فقهی معاضدت و معاونت در قتل نفس محترمه و چون حفظ نفس محترمه ترجیح و تقدم دارد، ما موظفیم دروغ بگوییم، از این باب است که کذب توصیه می‌شود وگرنه قبح آن همچنان باقی است و اخلاق هم نسبی نیست، امتثال یک حکم اقوا و مراعات یک مصحلت اهم ارتکاب کذب را تجویز می‌کند و در نتیجه ما مجازات نمی‌شویم، چون ما کار حکیمانه‌ای کردیم و شارع هم به همین راضی است.

*در برخی از مصداق‌ها می‌توانیم از مرز اخلاق عبور کنیم

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره تحقیق سلول‌های بنیادی ابراز داشت: اینجا هم ممکن است این حالت پیش بیاید مثلاً غربی‌ها و مسیحی‌ها می‌گویند: همانندسازی و تحقیق درباره سلول‌های بنیادی، خلاف اخلاق است، یک زمانی هم کاتولیک‌ها و ارباب کلیسا گفتند به فضا رفتن و به ماه صعود کردن خلاف اخلاق است، چون دست بردن در خلقت خداست، به فرض که این حرف صحیح باشد، اگر برای نجات بعضی انسان‌ها از مرگ راهی جز تحقیق روی این سلول‌ها نباشد یا اینکه این تحقیق خلاف اخلاق است، اینجا مجوز پیدا می‌کنیم؛ چرا که یک مصلحت اهم و اقوا پیش روی ماست و ما در مقام تزاحم می‌توانیم برای تأمین آن مصلحت اقوا این اقدام را انجام دهیم.

وی با تأکید بر اینکه فقط در چنین مصداق‌هایی می‌توانیم از مرز اخلاق عبور کنیم، ادامه داد: این عبور چه بسا عبور به معنای کلمه نباشد به سبب اینکه ما داریم از یک افق بالاتری عبور می‌کنیم و یک مصلحت اهم فقهی حقوقی یا احیاناً اخلاقی را رعایت می‌کنیم و این امر اخلاقی را فدای آن می‌کنیم؛ بنابراین به رغم اینکه علم ارزش است و دانستن، حق همه، به رغم همه این حقایق، موازین و شعارها، باز اصالت و حاکمیت با اخلاق است،‌ اگر مواردی پیش می‌آید که از مرز اخلاق می‌گذریم به این معنا نیست که ما علی‌الاطلاق و صرفاً برای فهمیدن، اخلاق را زیر پا می‌گذاریم و به معنای نسبی بودن اخلاق یا نقض اخلاق نیست.

*فرا سوی اخلاق و دانستن/اخلاق از صرف تولید علم مهم‌تر است

آیت‌‌الله رشاد در پاسخ به این سؤال که اگر تصویر کنیم که اخلاق و دانستن هر دو حق انسان هستند از طرفی انسان حق دارد که بداند و برای تحقیق در راه دانستن دستش باز باشد از طرفی مسائل اخلاق هم حق است، در این صورت اگر بین این دو حق تعارض واقع شود چه باید کرد؟ تصریح کرد: از اخلاق نمی‌توانیم تعبیر به حق کنیم، پس تعارض بین دو حکم است و باز برمی‌گردد به آن چارچوب تحلیل، شما در دو طرف دو حکم دارید این‌ها را با هم می‌سنجید، هر کدام اهم بود عمل می‌کنید برای یک حکم جزئی از یک حکم بسیار مهم هرگز صرفنظر نمی‌کنیم، مثل بحث بابت تزاحم است در بحث اجتماع امر و نهی اصول آرای مختلفی مطرح است از جمله رأی حضرت امام که مسأله را به نحوی طرح می‌کند که موضوع تزاحم را برمی‌دارد و می‌گوید اصلاً تزاحمی آنجا وجود ندارد، بنا بر قبول تزاحم می‌گوییم وقتی نفس محترمی در حال غرق شدن است و ساحل هم ملک کسی دیگر است، اگر چه تصرف در ساحل، تصرف غاصبانه و حرام است تصرف در ساحل برای نجات غریق اشکالی ندارد، چون بین وجوب نجات نفس محترمه و حرمت تصرف در ملک غیر، تزاحم می‌شود و ما حکم اهم یعنی وجوب نجات نفس محترمه را مقدم می‌کنیم.

وی افزود: به نظر من اخلاق از صرف تولید علم مهم‌تر است، ما نمی‌توانیم برای صرف تولید علم از این جهت که تولید علم است اخلاق را نقص کنیم، البته از آن جهت که اثری بر آن مترتب است و مصلحتی به دنبال دارد ممکن است بر مراعات یک اصل اخلاقی مقدم شود، نفس اینکه من حق دارم بفهمم نمی‌تواند در برابر احکام اخلاقی مقاومت کند و با این استدلال هیچگاه نباید اخلاق را نقض کنیم، البته اگر بر تولید علم مصالح و پیامدهایی مترتب باشد، که اهم و اقوا باشد در آن صورت می‌توانیم از مرز اخلاق ظاهراً عبور کنیم که در واقع عبور نیست، بلکه گزینش بین دو حکم اقوا و اضعف است.

*دنبال اخلاق مبتنی بر مکتب هستیم

مؤسس و رئیس حوزه علمیه‌ امام رضا(ع) درباره اخلاق مکتبی بیان داشت: مطمئناً ما دنبال اخلاق مبتنی بر مکتب هستیم؛ به این معنا که باید مبتنی بر مبانی مورد قبول ما باشد، چون هر قومی و هر جمعی در اخلاق از قضایا و احکامی تبعیت می‌کند که با مبانی‌اش سازگار است و بلکه از مبانی‌اش برخاسته باشد؛ لذا طبعاً و اصالتاً ما دنبال این هستیم که بر اساس مبانی خودی و با کاربرد منطق معتبر از نظر خود برای تولید علم یک نظام یا سامانه اخلاقی تأسیس کنیم. این اصل است؛ چرا که اگر این جهت را رعایت نکنیم، به اختلاط فضایل و رذایل و سکولاریسم اخلاقی گرفتار می‌شویم؛ چون ممکن است اقوام و ملل دیگر بسیاری چیزها را هنجار بدانند و ما هنجار ندانیم؛ رفتاری را اخلاقی بدانند و ما اخلاقی ندانیم و ما چیزهایی را رذیلت بینگاریم و آنها رذیلت نینگارند؛ اما از آن جهت که اخلاق و احکام ارزشی و منشی بیش از فقه، یعنی احکام کنشی و تکلیفی حقوقی متکی بر منبع عقل و فطرت، خصوصاً فطرت است تفاهم و توافق ما در گزاره‌های اخلاقی و احکام اخلاقی با دیگر ملل از حوزه حقوق بیشتر است. مخصوصاً با این ملاحظه که ما در حوزه حقوق در دوره مدرن با دنیا فاصله بیشتری پیدا کرده‌ایم یا به تعبیر دقیق‌تر دنیا با ما فاصله بیشتری پیدا کرده است؛ چون ما همچنان بر گذشته خود مبتنی هستیم و از گذشته خود دچار گسست نشده‌ایم، اما آنها از گذشته بشریت فاصله گرفته‌اند، چون مدرنیته یک انقطاع تاریخی از گذشته بشریت هم قلمداد می‌شود.

وی ادامه داد: در قلمرو اخلاق هم تا حدودی این اتفاق افتاده است، چون آنها تدریجاً در اخلاق هم با ارزش‌های پیشینی بشریت فاصله گرفته و از آن منقطع شده‌اند و لذا از جهاتی با ما تفاوت‌هایی دارند؛ ولی ـ اگرچه ما در اخلاق هم فراوان از کتاب و سنت استفاده می‌کنیم و به همین دلیل هم تولیدات اخلاقی خود را اخلاق اسلامی می‌نامیم و اسلامیت را به وحیانیت پیوند می‌زنیم ـ چون احکام اخلاقی به اندازه احکام تکلیفی حقوقی، یعنی فقه، وابسته و وامدار کتاب و سنت نیست و بیشتر از عقل و فطرت استفاده می‌شود. ما با سایر ملل در حوزه اخلاق بیش از حوزه حقوق و تکالیف اشتراک داریم. لهذا ضمن اینکه باید بنا را بر این بگذاریم که اخلاق مکتبی تولید کنیم و ضمن اینکه قبول داریم در جاهایی با عالم تفاوت داریم، اما اشتراکاتمان در این بخش زیاد است؛ در نتیجه ما اگر یک نظام یا سامانه اخلاقی معطوف به تولید علم، تولید کنیم، برای همه بشریت قابل قبول خواهد بود و آنها استقبال خواهند کرد و از ظرایف و طرایفی که ما در تولید علم بیان و عرضه می‌کنیم به شگفت خواهند آمد که چقدر دقیق و رقیق است.

*حوزه تأثیر اخلاق‌ مداری

آیت‌الله رشاد با اشاره به نتیجه اخلاق‌ورزی در فرایند تولید علم اظهار داشت: این مطلب به یک معنا به آن نکته مرتبط می‌شود که می‌گوییم اطراف درگیر در عملیات تولید علم چند تاست. فاعل و عامل مولد علم از یک سو، موضوع و حوزه مطالعاتی از سوی دیگر، عنصر منابع از سوی دیگر و عنصر بهره‌بردار از علم تولید شده که اضلاعش می‌تواند بیش از سه تا هم باشد. شاید نشود حکم ثابت، واحد و مطلقی صادر کرد و گفت همواره و در همه مصداق‌های سودش مثلاً به حال محقق و مولد بیشتر است یا مصرف‌کننده. شاید در یک مورد و در ارتباط با یک رفتار اخلاقی در تولید علم، نفع، عائد محقق و مولد بشود و جای دیگر عائد مصرف‌کننده آن. در یک جا اثر سلامت نفس داشته باشد و یک جای دیگر حتی اثر انباشتگی و هم‌افزایی علمی داشته باشد؛ یعنی اگر اخلاق را رعایت کنیم، نه فقط زمینه برای آثار متافیزیکی و قدسی فراهم می‌شود، بلکه به صورت کاملاً عملی و کارکردی موجب افزایش و انباشت علم و تولید معرفت می‌شود؛ بنابراین می‌تواند برحسب مورد به نفع همه اینها باشد و گاهی هم صرفاً به نفع یکی از اطراف و عناصر درگیر با تولید علم تمام بشود.

وی ادامه داد: خیلی سخت است که آدم بگوید بیشترین نفع را کدام یک از عناصر و ارکان درگیر با مقوله تولید علم خواهند برد. حدساً آدم حساس می‌کند خود مولد، مولد بیش از باقی سود خواهد برد. وقتی ما ضمیمه کنیم سودمندی دنیوی و اجتماعی را به سودمندی اخروی و بگوییم اگر اخلاق را رعایت کرد،‌ نه تنها اینجا مورد اعتماد قرار می‌گیرد که مثلاً سرقت ادبی نکرده، حقوق دیگران را رعایت کرده، ایثار کرده، علم تولید شده‌اش را در اختیار دیگران قرار داده و همین طور جهات مختلف رفتار اخلاقی و حقوقی را بشماریم در نتیجه محبوب جامعه و مورد اعتماد جامعه است آرائش مورد اعتماد است که  این نو است، این تولید خود ایشان است و غرض نداشته این حرف را زده و مطلبی را که توصیه می‌کند مزورانه و اغواگرانه نیست و اگر به توصیه علمی او عمل کنیم مؤثر خواهد بود. پیامدها و تبعات اخروی این رفتار اخلاقی هم به این آثار ضمیمه می‌شود، در نتیجه ممکن است بگوییم در مجموع رعایت اخلاق بیشتر به نفع مولد علم تمام می‌شود،‌ اگر چه دیگران هم از قبل رفتار اخلاقی او منتفع می‌شوند.

رئیس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران بیان داشت: آنچه امروز در غرب اخلاق حرفه‌ای نامیده می‌شود، اولاً در مواردی ممکن است حتی خلاف اخلاق هم باشد، مانند اینکه فردی برای جلب اعتماد بیشتر ریا کند، البته نه به این معنا که مثلاً کالای خراب را به جای کالای سالم بفروشد، بلکه به این معنا که افراط و مبالغه یا تظاهر کند و رفتارهایی از این قبیل که ممکن است رفتارهای غیراخلاقی باشد، ولی در عین حال اعتماد مشتری را جلب می‌کند. ثانیاً پاره‌ای از مطالبی که آنها می‌گویند، بیش از اینکه اخلاق باشند آداب و عرفیات است. ما در حوزه اخلاق حرفه‌ای از جهات مختلف با آنچه آنها اخلاق حرفه‌ای در غرب می‌نامند، متفاوت می‌شویم تا جایی که بعضی از رفتارهای آنها از نظر ما خلاف اخلاق است، ولو آنها اسمش را اخلاق حرفه‌ای می‌گذارند و بعضی از رفتارهای آنها اگر بد و ناروا نیست در نظر ما از جنس اخلاق نیست. اگر مسأله را این طور مطرح کنید که کاربردها و سوددهی‌های روزمره، مادی و دنیوی قضیه را ببینید، شاید نشود همواره گفت خود مولد بیش از همه سود می کند؛ در جایی هم ممکن است مصرف‌کننده بیشتر سود کند.

وی افزود: اگر ما اخلاق را از پشتوانه‌های ارزشی و قدسی تهی کنیم و طبعاً مسأله آخرت هم پادرمیانی نکند، گاهی تشخیص دشوار می‌شود. ما تبعات اخروی را ضمیمه کردیم و نتیجه گرفتیم بیشترین سود را مولد خواهد برد، ولی در این صورت شاید در جاهایی به نفع مصرف‌کننده باشد؛ برای نمونه مصرف‌کننده در برخورد با کارخانه و شرکت‌های اخلاقی خیلی راحت می‌شود، چون می‌داند که او را گول نمی‌زنند؛ پس برای پیدا کردن کالای مورد نیازش، وقت تلف نمی‌شود، بلکه خیلی راحت و با وقت کم آن را می‌ خرد. رفتار اخلاقی حرفه‌ای به معنی غربی و امروزیش در موارد زیادی به سود مشتری تمام می‌شود و چه بسا مشتری بیشتر از صاحب حرفه سود کند.

انتهای پیام/



منبع:خبرگزاری فارس