از موقعی که سیستم  فئودالیته به دلیل ارتجاعی بودن زیسته ی غرب،  خود را در نظام وستفالیا باز اندیشی کرد و قریب به سیصد سال مناطق مختلف جهان را با استیلایی شبه مدنی روبرو ساخته بود وتا تشکیل نظام امنیت دسته جمعی ، جامعه ی ملل و متعاقبا تا سیستم ابداعی روزولت یعنی همان «« big brothers برادران بزرگتر» ؛ سازمان ملل ،  دوران جنگ سرد ، نظام دوقطبی وتا نظم نوین جهانی و نیز تا نظریات هانتینگتن و فوکویاما در مدیریت جهانی ،  انسان ها ی آزادیخواه و واحد های سیاسی مستقل چه رنج ها که نکشیدند ؛ چه حقارت ها که تحمل نکردند ؛ چه کاپیتولاسیون ها و چه  حق توحش ها که ندادند ؛ چه تحریم ها ،  چه جنگ ها و چه  تجاوزها که متحمل نشده   در این دهکده ی جهانی که بجز اندک جوامعی ، جملگی در برابر خدایگانی و فرعونیتِ آمریکا و شوروی  تمکین کردند و…

….. موشک هایی که دوشب قبل به مقر تروریست ها  شلیک شد به نظر می رسد توانسته باشد  سیر تطوّری امنیت را تغییر داده و فراتر از پارادایم های موجود در نظام جهانی  شناسایی شود ؛ با این گزاره ی مقدماتی،  می شود گفت موشک های شلیک شده   به واقع ، فقط حامل کلاهک ها و یا سرهای جنگی نبودند  ؛ زیرا این شلیک ها تقدّم اندیشه بر عمل و مهندسی انفجار بود ؛ نفسِ شلیک و هویت انگیزاننده ی آن با وجود اتوریته ی نظام سلطه حائز اهمیت است؛ زیرا ،  موشک های ایرانیان ، آتش به اختیار بود ؛ شلیک کرد اما بی اذن خدایگانِ نظام سلطه  ! و من، با این دلیل ،  سرِجنگی موشک را در برابر سرِ اندیشگانی موشک های رها شده ،  هیچ می دانم ؛ معلوم است که عملیاتِ لیله القدر سپاه ،  ارزش راهبردیِ نظامی داشته و در ضمن‌اش خاطر نشان می کند که بازی های ترقه گونه در ام القرای جهانِ انقلابی هزینه هایی غیر قابل تصور دارد ؛ تصورش موجب تصدیق بود که نفوذ چریکی در تهران مثل بسیاری از کشورهای پیشرفته ی جهان امری خارق العاده نیست و صد البته پیامدهایی گزاف برای گروهک ها یا کشورهای حامی دارد و حتی  معلوم است که ایرانیان یادآوری می کنند که دوره ی بزن دررویی گذشته است اما اصلا این همه ی ماجرا نیست !: عمق ماجرا این است که  این آتش ،  به« اختیار» بود و اعتنایی به ساختارهای غیر عادلانه ی نظام سلطه ندارد  ؛ چه ،  ایرانیان وقتی دیدند که ماکروفیزیک قدرت ،  اداره ی جهان را با استانداردهای خود به نظامی از سلطه و تبعیض تبدیل کرده و وقتی  ایرانی به رأی العین می بیند که نظام سلطه ی جهانی ؛  شورای امنیت ، سازمان ملل و همه ی موسسات بااصطلاح جهانی و با اصطلاح جهانشمول را به مثابه ی ابزار تصرف کرده  به خدمت می گیرد و با مدیران صنایع تولید ترور،  رقص شمشیر را بر پرده ی نمایش جهانی می برد ؛ با توجه به این فهرست های مطوّل از بد عهدی حکمرانان بی صلاحیت نظام سلطه ، بخوبی معلوم است  که اختلالی عظیم ، پیچیده و چند وجهی مابین اداره ی جهان و تأمین  کرامت انسان و آزادیخواهی ، پیشامد کرده لذا اینجاست که هویت اسلامی – ایرانی با گذار از جهانِ امنیتی شده ی ذیل پارادایم های ارتجاعی سلطه گرانه و فرا نو  ،  تفسیری جدید از آتش به اختیار را در این دهکده ی جهانی در تراز یک ملت و تمدن بزرگ   به رُخ کشیده  و آن را به عنوان یک مدل عالمانه ، خردمندانه و البته انقلابی و رهایی بخش به نام تمدن ایرانی به ثبت رساند ؛  
با این وصف ، آتش به اختیار ایرانی در دهکده ی جهانی ، برداشتی اجتهادی – سیاسی  از  سطح و ورژن جدید و متکامل تر از  نظریه ی آتش به اختیار  طرح شده در جبهه ی نیروهای مردم نهاد ْ انقلاب اسلامی است ؛ در جبهه ی داخلی آتش به اختیار در ذیل نظام اسلامی معنا می یابد زیرا افسران انقلابی  ،  مسوول ترمیم کسلی ها ،  فشلی ها و اختلال ها یی هستند که کارگزاران در رفع آن کوشا نیستند اما ارتقای نظریه ی  آتش به اختیار به سطح بین المللی ناظر بر فقدان مشروعیت در حاکمیت جهانی است و در اینجا آتش به اختیار با عنصر « اختیار  » ملازمه دارد ؛ یعنی چون هویت ملی و تمدنی ایرانیان در برخی اوقات از سوی حاکمیت جهانی نادیده انگاشته می شود ؛ هویت تمدنی ما با اختیار و اراده ی معطوف به قدرت ، بی اذن کدخدایان خود خوانده ی جهانی عمل خواهد کرد لذا  ، آتش به اختیار در اینجا « آتش به گرا» است ؛ قطب نما و گرا در اینجا   نه ضوابط نظام جهانی که« گرای»  انقلاب اسلامی است؛ از این رو  آتش به اختیار در این سطح بیشتر در دستان کارگزاران دیپلماسی و  دفاع فراملی است که بهنگام از عنصر  اختیار منبعث از ظرفیت هویت ملی در سطح فرا ملی  استفاده می کند  ؛   الگوی جدیدی که منطقه و شاید هم جهان را از حیث اندیشه ی امنیت در آستانه ی دوران گذار به وضع جدید امنیتی  سوق  داده که می توان از آن به  گذار از الگوی قدیمی و ارتجاعی مرکز و پیرامون یاد کرد ؛ تا کنون   آمریکا – مرکزی و اروپا – مرکزی  بصورتی یکسویه به تعریف مؤلفه های امنیت و ضد امنیت در سپهر جهانی  پرداخته و «ثبات»  و «بی ثباتی»  را با توجه به استانداردهای تدوین شده ی خود معنا می بخشیدند  ؛  اما با  شلیک موشک های شب گذشته ، جمهوری اسلامی ایران که بی اعتناء به نظم سلطه صورت پذیرفت ،  موجد گفتمانی  جدیدتوأم با مفصل های نو   از نظام  ایمنی ها و نا امنی ها گردید و مهم تر از همه  بازیگران راهبردی جهان را هم به تمکین از خویش وادار کرده و خود به منبع و ملاک مشروعیت در معنا قسمتی به « تعریف امنیت » و حصول به آن تبدیل شد  ؛ از این رو است که به نظر می رسد کم و زیاد تلفات تروریست ها و تخمین ها در باره ی شناسه های فنی و تکنیکی موشک ها در نسبت سرِ اندیشگی و رهایی قسمتیِ موشک ها ؛ داده ها و دستاوردهایی کوچک و  فرعی اند  ؛ گواینکه اگر تا دیروز سخن از جنگ های نیابتی بوده و نیز خواهد بود اما اقدام دیروز ؛ از حیث اندیشه و عمل ، ایرانیان را رأسا  به عنوان یک قدرت فراملی و چه بسا فرامنطقه ای به رسمیت شناخت ؛ کاری که در شرایط عادی با دهها مانع ساختاری و هویتی در داخل و خارج  همراه بوده است.

تبدیل شدن خبر حمله به پارلمان ایران به خبرِ یک جهان و نیز قرار گرفتن حمله تلافی جویانه ی ایرانیان در صدر اخبار جهان به نظر می رسد با نوعی توجهات و الطاف خفیه ی الهی همراه باشد ؛ از سویی فرماندهی این عملیات نیز که بر عهده ی سپاه پاسداران بود نه صرفا از این رو است که مسوول موشک های راهبردی در کشور بردوش این نهاد است و اوست که صاحب شهرهای موشکی است  بلکه به نظر می رسد سپاه به نمایندگی از ایرانیان و بر اساس تکالیف قانون اساسی با شلیک های دیروز ،  امنیت پایدار  برای  دستاوردهای انقلاب اسلامی را تا اعماق منطقه و جهان بسط داده است ؛ یعنی همین زمینه و موضوعی که سبب همجبهگی و ائتلاف اهالی سیاسی در جناح های مختلف و حتی سبب خوشآمد و تکریم برخی ناراضیان ایرانی مقیم خارج از کشور گردید ؛ به دیگر سخن ائتلاف گروههای سیاسی داخلی و برخی ناراضیان مقیم خارج از اقدام راهبردی سپاه ، از قضا نشان داد که این  هم صدایی ها و هم افزایی های  ایران دوستان ، هرگز ، فقط و فقط برای موشک پرانی یا دلبستگی به صِرف جنگجویی  نبوده بلکه به نظر می رسد  دالّ مرکزی این خوشحالی ها بخاطر سرِغیر جنگی موشک ها !  بوده و آن همانا ضرورت احترام جهان به فرهنگ ، تاریخ و تمدن اسلامی – ایرانی است و چه شگفت آور است هنگامی که همه ی متخصصین جنگ های روانی و حتی برخی سیاستمداران کم هوش  وطنی به جای «دشمن ترسی» ، «سپاه ترسی » را در دستور کار خود قرار داده بودند ؛ این نیروی عمیقا ملی ، سبب آزاد سازی استعدادها و امکان های هویت ملی در بین تمامی ایرانیان شده است ؛ کاری که دستگاه دیپلماسی و کادر سیاسی خارجی ایران باید از آن به تولید ، تدوین و تألیف کارویژه های مختلف و متنوع و کارامدی در منطقه و جهان بپردازد ؛ 

در پایان چقدر خوب است برخی جوانان انقلابی و صاحب سلیقه با شبیه سازی حمله به برج های دو قلو ( در فرض توطئه نبودنش ) و پارلمان و حرم امام خمینی (ره ) در آمریکا و ایران و نیز متعاقبا نوع واکنش های دیوانه وار   بوش ، پنتاگون، CIA  در حمله ها به افغانستان و نقطه زنی های خردمندانه و جوانمردانه ی سپاه پر افتخار و ملی را با سمبل ها و نمادهای دلچسب به مقایسه بنشینند تا کیفیت جنگ های تجاوزکارانه ی جنگ جویان آمریکا  و نیز نوع دفاع مشروع و فضیلت مندانه ی ایرانیان بیش از گذشته نمایان شود 
دکتر مجتبی زارعی ؛ عضو هیأت علمی اندیشه سیاسی اسلام دانشگاه تربیت مدرس

انتهای متن/



منبع:خبرگزاری فارس