به گزارش “دزفول امروز“، می گویند برای حل یک مشکل باید ابتدا وجودش را پذیرفت؛ به عبارتی وقتی برخی «عیب» ها یا نفی می شوند یا در کمال حیرت «حُسن» و «خوبی» تلقی می شوند، امیدی به حل مسئله نیست چرا که اوضاع تا دوردست ها خراب است و اصلاح هم از همانجاها باید آغاز شود.

مثلا مشکلی مانند وابستگی به درآمد نفت را در نظر بگیرید. امروز این مسئله به جای اینکه نگرانی مسئولین باشد افتخارشان است! برادران مان در دولت –شاید به دلیل بی فایده بودن برجام در حوزه های دیگر- مرتبا افتخار می کنند که اکنون می توانیم همانند دوران قبل از تحریم نفت صادر کنیم! انگار نه انگار که تحریم ها روی همین نقطه ضعف سوار شد و ادامه این کار، عبور از همان پل شکسته است. هنری اگر باشد؛ تلاش برای عدم وابستگی به درآمدهای نفتی است که نه تنها پرونده تحریم نفتی را برای همیشه ببندد بلکه برعکس آن را به یک اهرم در دست ایران تبدیل کند. (که البته این انتظارات از یک مسئول تکنوکرات، انتظار خنده داری است!)

حالا بیایید فرض کنیم که مشکلات چندان بدیهی باشند که امکان نفی یا تبدیل آنها به حُسن ممکن نباشد. مواجهه مسئولان با این مشکلات چگونه است؟

مثلا چندی از بدیهیات وضعیت امروز اقتصاد کشورمان را در نظر بگیرید: واردات بی رویه، رکود خصوصا در بخش مسکن، بالا بودن نرخ سود بانکی، بالارفتن شدید نقدینگی، وضعیت بحرانی موسسات مالی و اعتباری، سیطره دولت بر اقتصاد و … (که البته قبول داریم مشکلاتی ساختاری در اقتصاد کشور می باشند.)

از اظهارات مسئولین هم چنین بر می آید در اصل وجود این مشکلات تردیدی نیست. بلکه می توان افزود که مسئولین فوق، که از چهار سال پیش تا کنون –و احتمالا از الان تا چهار سال دیگر!- هنوز خودشان را در موضع یک کاندیدا عرضه می کنند، بسیار بهتر از ما به این موارد اذعان دارند و خیلی هم با لحن حماسی و حق به جانب این مسائل را مطرح می کنند.

(منتها به قول رهبر معظم انقلاب مخاطب این سخنان کیست؟ خود مسئولان!)

در پاسخ به این پرسش که «مواجهه مسئولان رده بالا با این مشکلات چگونه است؟» بررسی اظهارات و مواضع ایشان در سال های اخیر در مجموع سه دسته پاسخ را پیش روی ما قرار می دهد:

الف) مشکل تحریم ها: که تقریبا سه سال اول دولت با این توجیه گذشت که مشکلات کشور ناشی از تحریم است و باید صبر کرد تا تحریم ها مرتفع شود و بعد مشکلات حل گردد.

ب) ارجاع مشکلات به دولت قبل: که این پربسامدترین نوع پاسخ مسئولان بوده است و به صراحت یا کنایه، به هر حال شکایات مردم را به دولت قبل ارجاع داده اند.

ج) مطرح کردن مقصرین دیگر: به این صورت که در هر مشکلی بلافاصله نهادهای دیگر خارج از دولت به عنوان مسبب اصلی معرفی می شدند که آخرین آنها موضع عجیب و سخیف رئیس جمهور در اتهام زنی به سپاه پاسداران است.

نوع چهارمی از مواجهه دولتی ها نیز وجود دارد که باید آن را «پاسخ در سایه» نامید و عبارت است از جنجال آفرینی بر سر موضوعات درجه چندم و معطوف کردن افکار عمومی به آن موضوع!

به نظر می‌رسد عمده مسئولان رده بالای دولت از آنجایی که کارنامه قابل دفاعی در حل مشکلات ندارند برای اینکه در معرض پاسخگویی برای این مشکلات بر نیایند ابتدا از سه راه حل فوق مدد می جویند و اگر جواب نداد راهکار چهارم به صورت پنهانی اجرا می شود!

مشکل رکود را در نظر بگیرید: ابتدا مسئله به سوء مدیریت دولت سابق مرتبط می شود (قبل از انتخابات ۹۲) بعد اعلام می شود که مشکل ناشی از تحریم هاست (دقیقا بعد از انتخابات) کمی بعد اعلام می کنند اصلا رکودی وجود ندارد و از رکود عبور کرده ایم! (در چند نوبت!) مدتی بعد دوباره اعلام می شود مشکلات بنگاه ها به خاطر دخالت دولت با تفنگ! است وگرنه ما خوب اقدام کرده ایم! باز وقتی نمایشگرهای آماری اوضاع اشتغال و بیکاری را در مرز بحران نشان می دهند (حدود ۱۲٫۵ درصد) ناگهان مرکز آمار اعلام می کند یک میلیون شغل جدید در بهار امسال ایجاد شده است! هنوز کارشناسان از این شعبده گیج هستند که بحثی در مورد ولایت ائمه(ع) یا لغو فلان کنسرت در جامعه شلیک می شود!

و این قصه همچنان ادامه دارد …

راستی دولتمردان تا چه زمانی می خواهند به این بازی ادامه دهند؟ مصالح جامعه تا چه حد و مرزی باید بازیچه غرور دولتی ها باشد که هر کسی جز خود را بی سواد و بی شناسنامه می بینند؟

اگر فرضا طرح بیمه سلامت که دولت بسیار به آن تفاخر می کند، به دلیل سوء مدیریت وزارت بهداشت در آستانه ورشکستگی کامل است، باید مشکل را پذیرفت برای حل آن چاره اندیشی کرد. تفاخر کردن به یک اقدام اشتباه یا انداختن تقصیرها بر گردن این و آن و اتهام زنی به سپاه که دردی دوا نمی کند. گیرم چهار روز هم سر خلق الله با این بازی های رسانه ای گرم شد. بعد چه؟

سیاهه ای که از این دست مسائل می توان تنظیم کرد بسیار مطول است.

***

یک برآورد اجمالی از صحنه به ما که سال ها با علم رسانه مانوس بوده ایم این نکته را یادآوری می کند که در پس اکثر اقدامات، نه یک برنامه واقع بینانه و اجرایی بلکه یک موج سازی رسانه ای حاکم است که بتواند برای مدتی مردم و منتقدان را به خودش مشغول کند.

در موضوع قراردادهای جدید نفتی نیز عینا همین سناریو در حال اجراست. وزارت نفت به جای رفع ایرادات –و در واقع اصلاح نگاه خود به توان داخلی- ملغمه ی از روش های فوق را برای به کرسی نشاندن حرف خود اجرا می کند. یک جا به دولت قبل می تازد و یک جا توان داخلی را تحقیر می کند و جای دیگر اصلا حضور خارجی ها را بهترین حالت متصور برای صنعت نفت می داند!

اگر این فرمول درست باشد، با توجه به نتیجه نرسیدن تبلیغات فعلی، باید منتظر یک حاشیه سازی و فیل هوا کردن جدید باشیم تا در پناه آن، قراردادهای نفتی بی دردسر اجرایی شوند!

محمد کوره پز – دزفول امروز