دزفول امروز: می دانید اگر به شما بگویند تا چند روز یکی از عزیزان خود را از نزدیک نمی توانید ببینید، چه احساسی به شما دست می دهد؟

حتی با وجود وسایل ارتباطی و شبکه های مجازی، حتی با وجود آن که بدانید این مدت محدود است. حتی با وجود آن که از مدت زمان آن اطلاع داشته باشید.

حالا می خواهم یک قدم جلوتر برویم، ما در ایام جنگ تحمیلی یا بهتر بگویم دوران دفاع مقدس با پدیده ای مواجه شدیم به نام اسارت.

آری اسارت! نسل های دهه های بعد از جنگ کمتر با این موضوع آشنایی دارند. و چه سخت است به پدر و مادری خبر دهند که در جبهه ی جنگ از پسرش اطلاعی ندارند و یا به آن ها بگویند به دست دشمن اسیر شده است.

آری اسارت! آن هم در مواجهه با دشمن بعثی. موضوعی که برای فرزندانمان بیگانه مانده و متاسفانه آن هایی که آن دوران را درک کرده اند هم کمابیش ایثار و فداکاری فرزندان این مرز و بوم را فراموش کرده اند.

فراموش کرده اند که این عزیزان و مادران و پدران آن ها چه کشیدند از غم هجران عزیزانشان، چه کشیدند همچون هجران یوسف از یعقوب. و چه صبری داشتند همچون عمه ی سادات زینب سلام الله علیها.

و برادران بزرگوارمان در اسارت چه رشادتی کردند تا که اسارت را به آزادگی تغییر نام دادند.

و مثل امروزی طلیعه ی آزادگی و روز پایان انتظار مادران و غروب هجران یعقوب از یوسف بود.

آغوش وطن مثل امروزی عزیزانی را در بر گرفت که بدون شک در کنار جانبازان و رزمندگان دفاع مقدس اکنون شهدای زنده ی ما هستند.

و ما چه کردیم برای شناخت بهتر آنان و جهت شناساندن این بزرگ مردان به فرزندان اطرافیانمان؟

ضمن تبریک این روز بزرگ به یکایک آزادگان مقاوم و آرزوی سلامتی و طول عمر پربرکت برای ایشان امیدوارم افزون بر شناخت بهتر، توفیق قدردانی از مجاهدت های سروهای سرافراز میهن اسلامی مان را داشته باشیم.

یادمان نرود آزادی امروزمان مرهون اسارت دیروز آزادگانی است که در زیر جهنم شکنجه های بعثیان برات بهشت را با خون خود امضا کردند و امروز حضور بهشتیشان روشنی بخش محفل ماست.

محمد فقیهی – دزفول امروز