یکی از عمده ترین مسائل مربوط به شهر و شهرنشینی در کشورهای جهان سوم گسترش فیزیکی نابسامان شهرها و در نتیجه پیدایش معضلی به نام حاشیه نشینی است. حاشیه نشینی در ایران بعد از اصلاحات ارضی سال ۱۳۴۱ شمسی شدت گرفت و مطرح شد و تاکنون ادامه دارد. حاشیه نشینی را باید یک بیماری دانست که نشان دهنده عدم سلامت ساختارهای اقتصادی و اجتماعی است.

رهیاب؛ رضا قنواتی: یکی از عمده ترین مسائل مربوط به شهر و شهرنشینی در کشورهای
جهان سوم گسترش فیزیکی نابسامان شهرها و در نتیجه پیدایش معضلی به نام حاشیه نشینی
است. حاشیه نشینی در ایران بعد از اصلاحات ارضی سال ۱۳۴۱ شمسی شدت گرفت و مطرح شد و
تاکنون ادامه دارد. حاشیه نشینی را باید یک بیماری دانست که نشان دهنده عدم سلامت
ساختارهای اقتصادی و اجتماعی است.

حاشیه نشینان افرادی هستند
که از حالت تولیدی گذشته خود بیرون آمده و به صورت مازاد نیروی انسانی در حاشیه
شهرها که مملو از مهاجرین است ساکن می شوند. همچنین حاشیه نشین کسی است که در شهر
زندگی می کند ولی جذب نظام اجتماعی نشده است.

شهر کنونی اهواز در
دوران معاصر به مرور با افزایش جمعیت و به دلیل عدم توزیع متناسب آن در ارتباط با
توسعه و رشد کالبدی به صورتی پراکنده و گسسته تشکیل یافته و عدم انسجام در توسعه
کالبدی به پیدایش محله های برنامه ریزی نشده منجر شده است. رشد صنایع خوزستان در
شهر اهواز و در حواشی شهر چون صنایع فولاد، صنعت نفت و ارتش و ساخت مجتمع مسکونی و
اداری توسط واحدهای یاد شده، خود در طی زمان به نابسامانی و گسستگی کالبد فیزیکی
شهر منجر شده است. شهر از شمال به محدوده مالکیت های شرکت نفت، از شرق به
کارخانجات صنایع فولاد، از جنوب به اراضی سازمان آب و برق و از شمال غربی به اراضی
وسیع ارتش منتهی و دچار محدودیت های مختلف در توسعه هماهنگ گردیده است. به این
ترتیب شهری که از نظر تاریخی تمایل به توسعه در اطراف رود کارون را داشت، با
پراکندگی گسترده ای روبرو شده و چهره هماهنگ خود را از دست می دهد که سخت شدن
ارائه خدمات شهری یکی از پیامدهای آن می شود.