به گزارش “دزفول امروز“، روز عرفه روز معرفت است و شناخت دلیل آفرینش اشرف مخلوقات و یکایک نعمت ها و دعای عرفه سرنخ این راز و رمز الهی است.

همه ساله حاجیان سپید پوش با اشک روان و دست هایی برآمده بسمت آسمان و دلی امیدوار به رحمت الهی دعای امام حسین علیه السلام را در صحرای عرفات زمزمه می کنند تا نوید سحر به دل سیاه از زنگار شام گناهان و روزمرگی های دنیوی دهند.

 زلال اشک حاجیان چشمه ای است برای پاکی از هر چه آلودگی و نافرمانی خدایی که خود مژده و دعوتنامه ی بخشش داده.

اما سرزمین بخشش و دریای کرم فقط صحرای عرفات نیست گرچه آنجا قبله ی حاجات و یک قدم مانده به عرش الهی می باشد.

خانه های خدا در جای جای کره ی خاکی به نیابت از سرزمین عرفات نقطه ی وصلی است برای غوطه ور شدن در دریای معرفت و ریختن چشمه ی اشکی که از دل بر می آید به این دریا.

روز عرفه دریچه ای است در آستانه ی عید قربان و قربانی کردن نفس برای رضایت حضرت دوست و هر که از خود برید به یار رسید…

قصه به همین جا ختم نمی شود گام بعدی عید بزرگ غدیر است عید ولایت و کامل شدن دین پس اگر شوق تکامل دینت را داری از دروازه ی معرفت و گذر از نفس وارد شو.

و اما قصه ی ما آن جایی گل می کند که به سر می رسد، «این خبر را برسانید به کنعانی ها، بوی پیراهن خونین کسی می آید…».

این روزها روزهایی است که ریحانه ی پیامبر رحمت (ص) از مدینه النبی که این روزها نام پیامبر را همچون بارگاه های بقیع از آن زدوده اند و منوره ی بی نوری جایش گذاشتند به سرزمین وحی آمده و احرام حج بسته.

این روزها حسین (ع) در صحرای عرفات زمزمه های جاویدان خود را بر لب دارد و پس از آن برای جلوگیری از هتک حرمت خانه ی خدا توسط افرادی که قصد جانش را کرده اند حج را نیمه کاره رها کرده و راهی کربلا می شود تا محرم سرزمین خون شود و جانش را قربانی انسانیت و دین جدش کند.

آری این ایام همه اش حسینی است دعای عرفه یعنی نجوای حسین، عید قربان یعنی قربانی بزرگ تاریخ؛ حسین، عید غدیر یعنی فراموشی بیعت با امیرالمومنین (ع) و شهادت پسرش حسین، «باز این چه شورش است که در جان عالم است؟»

شستشو

چه تقارن زیبایی است که شهید محسن حججی در راه دفاع از حریم اسلام و اهل بیت (ع) و عمه جان زینب (س) با یزیدیان داعشی جنگید و همچون سجاد (ع) اسیر شد و حسینی وار سر از تنش جدا کردند تا ثابت شود هر روز عاشوراست و همه جا کربلا.

حسین! محرم نیامده دلمان را حسینی کردی از داغ مسلمت بنالیم که به دعوت کوفیان لبیک گفت و غریبانه شهیدش کردند یا حجی که نیمه کاره رهایش کردی تا با انقلابی خونین طلوع سرخ دین جدت را جشن بگیری.

آری اشک هایم در حین زمزمه ی دعای عرفه چشمه ی امید من است که نمیدانم در شب قدر بخشیده شده ام یا به عرفه حواله گشته ام.

اشک هایی که اگر قد بال مگسی باشد قیامت به پا می کند و آتش جهنم را خاموش! و خود خدا خریدار آن است. پس هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله…

مجید فقیهی – دزفول امروز