به گزارش “دزفول امروز” چند سال است ایران دچار خشکسالی مزمن شده. هرچند گهگاه سال‌هایی پرباران هم پیش می‌آمد تا طبیعت نفسی تازه کند، اما بطور کلی کشور در یک دوره خشکسالی است. هرچند باید امیدوار بود خشکسالی فاتحه کشاورزی را نخواند.

این موضوع در کنار افراط در سدسازی و به ویژه انتقال آب باعث شده جلگه خوزستان با چندین تالاب و رود بزرگ و تعداد زیاد رودخانه فصلی و مسیل‌ها خشک شود و بسیاری از مناطقی که زمانی منشا سرسبزی خوزستان بود تبدیل به کانون ریزگرد شود.

متاسفانه علیرغم تمام وعده‌های مسئولین وسعت این کانون‌ها سریعا گسترش می‌یابد. بطوری که طی ۹ماه (۲۷بهمن۹۵ تا ۳۰آبان۹۶) محتوی مصاحبه دو تن از مسولین از ۳۰هزار هکتار کانون فوق بحرانی به ۴۲هزار هکتار رسیده است.۱

اکنون بحران در مرحله وخیم‌تری است. طبیعت خوزستان به مرحله‌ای رسیده که خودش مانع باران می‌شود. یعنی اگر مردم و کارشناسان و مسئولین تاکنون امیدوار بودند با نزولات جوی مشکل ریزگرد حل شود، اکنون با رسیدن ابرهای بارانی کانون‌های ریزگرد به احترام ابرها از جا برخواسته و به استقبال آنان می‌روند!

خوزستان شاهد خشکی شدیدی است که برخی نشانه‌های آن مانند پایین آمدن بی‌سابقه ۵۰متری! آب دریاچه سد دز (تصاویر بالا) در رسانه‌ها پوشش داده شد.

تا جایی که نخل‌هایی که قبل از ساخت و آبگیری سد دز در آن محل وجود داشته‌اند تا ریشه از زیر آب بیرون آمده‌اند!.

بارانی که نیامد

پایان دی۹۶ همه منتظر باران بودند. حتی هشدارهای آب‌گرفتگی معابر هم مطرح شد. اما همه این انتظارها مقید به یک شرط جدید بود: «اگر ریزگردها بگذارند». البته همه دیدند که «ریزگردها نگذاشتند» و باران خیلی ضعیف‌تر از انتظار بود چون ابرها بدون باد به خوزستان نمی‌آیند و کانون‌های ریزگرد استان هم با کم‌ترین بادی فعال می‌شوند.

افسوس که برخی مسئولین کشوری هیچ توجهی به مشکلات خوزستان نداشته همواره با مانور رسانه‌ای «زیادی» بودن آب خوزستان بر طبل انتقال آب به کویر مرکزی (که از قضا نفوذ بالایی در سازمان‌های مربوطه مثل وزارت نیرو و… دارند) می‌کوبند. گاه به صورت نامه محرمانه انتقال آب، گاه به صورت خط و نشان کشیدن رییس سازمان حفاظت محیط زیست برای نمایندگان استان و گاه به صورت وعده وزرای پیشنهادی نیرو برای تعهد به انتقال آب در صورت کسب رای اعتماد.

استان‌هایی که با وجود طبیعت بیابانی، آب خود را با تعداد زیاد کارخانه‌های آب بر فولاد و… مصرف کرده و اکنون برای شالیزار کردن کویر مرکزی چشم طمع به حق‌آبه خوزستان دارند که چند سالی است تالاب‌هایش کانون ریزگرد شده، برای کشاورزی خودش مشکل تامین آب دارد، کاهش آورده رودهایش به کسر کوچکی از آنچه واقعا هست باعث فاضلابی شدن رودها و سوپ سبز (طغیان جلبک‌ها) شده و طرح ۵۵۰هزار هکتاری رهبری نیز معطل تامین آب است.

تداوم ریزگردها فاتحه خوزستان را می‌خواند

طبیعت با خاصیت ارتجاعی از خودش حفاظت می‌کند. ابرهای بارانی در یک کویر همان طور که در یک جنگل می‌بارند نخواهند بارید. رشد اولین درخت در بیابان ابدا به سادگی رشد هزارمین درخت در جنگل نیست. اقلیم بیابان درخت را سرکوب می‌کند اما در محلی که هزار درخت دارد، محیط حتی درختان قطع شده را نیز از طریق جوانه مجدد یا تبدیل بقایای شکسته آن به کمپوست بازیابی می‌کند.

طبیعت خوزستان به وضع اورژانسی دچار شده و هرکاری برای نجاتش باید بسیار فوری انجام شود. اگر اقلیم خوزستان بیابانی شود خود طبیعت به سمت بدتر شدن پیش می‌رود و دیگر باید فاتحه جلگه خوزستان را بخوانیم.

فاتحه

فاتحه کارون


پ.ن:

۱- سعید متصدی معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست- ایلنا ۱۳۹۵.۱۱.۲۷ و فرامند هاشمی‌زاده معاون عمرانی استانداری خوزستان- ایسنا خوزستان ۱۳۹۶٫۰۸٫۳۰